هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
135
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
به مرور دهور آنها را تشكيل داده و در وسط هر درّه مسيل بسيار عريض عميقى ديده مىشود ، و بيشتر اوقات سال آن مسيل خشك است . همينكه در هوا انقلابى پديدار شد و توفانى بروز كرد و چند ساعتى باران آمد ، اين مسيل عميق خشك ، از آبى پر مىشود كه در كمال تندى جارى است . در جلوى اين آب تند و سيل ، هيچ شجرى و حجرى نمىتواند مقاومت كند . گاه ديده مىشود كه جريان شديد آب از كوههاى اطراف ، قطعه سنگهاى عظيم پرت كرده و به مسيل مىآورد . بدبخت آن كسىكه چادرش در مجراى اين سيلها باشد ، به طرفة العينى ، « 1 » آن چادر و هرچه در آن باشد ، از آدم و مال و مواشى « 2 » و غيره ، طعمهء آب و نابود مىشود و شاهد اين مدّعا حكايتى است كه ساربانهاى ما نقل مىكردند . درّه [ اى ] در مدّ مظر ما بود كه آنرا درهء نخ الهادى مىناميدند . ساربانها اشاره به آن دره كرده ، مىگفتند چندسال قبل ، قبيله [ اى ] از عرب ، كه تقريبا 40 سياه چادر مىشدند ، در اين دره سكنى گرفته بودند ، ناگاه باران گرفت و چيزى نگذشت كه سيل برخاست ، انسان و حيوان و هرچه در اين قبيله بود ، غرق و معدوم شد . منزل ديگر كه مىرويم ، دريا قدرى دور تر مىشود و گاهگاه تلهاى عظيم ما بين ما و دريا حايل مىگردد و كمتر به تماشاى آن درياى لاجوردى رنگ فايز مىشويم . دست چپ ما هم وضع صحرا تغيير مىكند . تلهاى مرتفع ، هيئت و شكل كوه پيدا مىكند . از جمله ، دو قلهء بلند ، كه يكى موسوم به حمام فرعون و ديگرى جبل قراندل است پيدا است . [ وادى عرورا ] منزل ما در وادى عرورا مىباشد . در حوالى اردوى ما ، تلّ بلندى از شن ديده مىشود . در وسط قلّه و منتها ارتفاع اين تل ، چشمه آبى است معروف به چشمه عرورا ، كه در تورات اسم آن ذكر شده [ است ] . قوم بنى اسرائيل وقت فرار از مصر ، در حوالى همين چشمه منزل كردهاند . در تورات
--> ( 1 ) . به يك چشم بههم زدن ، به يك چشم زد . ( 2 ) . مواشى ( mavashi ) ، چارپايان ، ماليات چارپا .