هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
122
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ما قايقى از اعراب كرايه كرده ، از محاذى مهمانخانهء كمپانى « پنن سوله » به آن قايق نشسته ، عبور نموديم . 15 نفر شتر ، احمال و اثقال « 1 » ما را حمل مىنمود ، و وقت ظهر از روى جسرى « 2 » كه بر نهر كشيدهاند ، گذشتند . اين جسر در ساير اوقات روز ، براى عبور مال و مسافر حاضر نيست . فقط در ساعت ظهر بايد از آن گذشت . عبور ما از كنارهء افريقا به ساحل آسيا ، به واسطهء قايق ، تقريبا ربع ساعت طول كشيد . همينكه به اينطرف به جانب عيون موسى « 3 » رانديم ، مقارن غروب آفتاب به آنجا رسيديم . ميكائيل گايا نام مترجم از اعراب شام ، ما را روزى 6 ليرهء انگليسى ، كه معادل 150 فرانك فرانسوى است ، كليّتا مكفى كرده ؛ يعنى تمام مخارج خود را به او به مبلغ مزبور « مقاطعه » دادهايم [ و ] مشاراليه تمام لوازم سفر و معاش ما را تا « چادر » و « رختخواب » بايد بدهد . اين شخص مترجم را قنسول ژنرال آلمان مقيم قاهره به ما معرفى كرد و جهت آشنايى قنسول آلمان با مترجم شامى ، اينكه پرنس فردريك شارل ، شاهزادهء پروس ، كه اين اواخر به اين حدود سفر كرده ، ميكائيل مترجم در مدّت بودن شاهزاده در اين نواحى ، مترجم او بوده و در خدمت وى مىزيسته است . اردوى ما عبارت از دو چادر بزرگ بود و بستر ما تختى از آهن و در چادرها چند صندلى و چند ميز سفرى وجود داشت ، و آنها در وقت حركت و بار بستن « تا » مىشد . يكى از آن دو چادر ، مخصوص من و رفيق همسفرم مسيوونس بود . چادر ديگر ، تعلّق به خود مترجم و يك نفر آشپز و يك خادم داشت و تدارك و آذوقه و اسباب و لوازم كارخانه « 4 » و غيره را نيز در آن چادر مىگذاشتند . در واقع ، نصف آن جاى مترجم و طبّاخ و نوكر بود و نصف ديگر ، انبار اسباب و آذوقه .
--> ( 1 ) . باروبنه ، خواروبار . ( 2 ) . پلى . ( 3 ) . عيون موسى ( oyun musa ) ، نخستين منزل كاروانيان سفر بهطور سينا مىباشد ، كه پس از الشط ( ash - shatt ) و در چند كيلومترى خليج سوئز واقع شده است . ( 4 ) . آشپزخانه بزرگ .