هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

123

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

15 نفر ساربان داشتيم و شيخ موسى مير قافله بر آنها رياست داشت و آن جمله با شتران خود در زير آسمان [ و ] بدون چادر و سرپناه زندگى مىكردند . اين اشخاص غرق اسلحه بودند و اسلحهء آنها عبارت بود از كارد بلندى و شمشيرى از شمشيرهاى قديم و يك جفت تپانچه و هريك نيز تفنگ بلندى به دوش داشتند ، و در بادى نظر آنها را شخص خيلى دلاور و جنگى و بزن‌بهادر فرض مىكرد و از استعداد خونريزى و غارتگرى آنها وحشت مىنمود ؛ امّا چون به درستى به حالات آنها برمىخورد ، مىديد جز هيمنهء « 1 » ظاهرى چيزى نيست . باد و بروت « 2 » و صولت رستمى ، امرى عارضى است . مردمان سليم النفسى هستند . شوروشرّى ندارند . شايد وقتى به مسافر غريبى پردازند ، ولدى الاقتضا « 3 » گردنش را شكسته يا هلاكش سازند ؛ اما كلّيتا قتل و جنايت و بدكارى و خيانت از آنها دور است . اهل « بغى » « 4 » و « عناد » نيستند و آداب و رسوم آنها به « صلاح » نزديك‌تر باشد تا به « فساد » . عيون موسى در يك جزيرهء برّى « 5 » كه ما فرنگىها اوازى « 6 » مىگوييم و اعراب « واحه » ، واقع شده و اطراف اين جزيرهء برّى ، تل‌هاى شن است ، كه از هر سمت آن‌را فراگرفته و مثل اين است كه آن « اوازى » را در حصارى پنهان كرده باشد . [ عيون موسى ] مسافت عيون موسى تا ساحل بوغاز « 7 » سوئز زياده از يك ربع ساعت راه نيست ، امّا از سوئز تا عيون موسى از راه دريا ، يك ساعت و نيم راه و از خشكى بيشتر است . نخل‌هاى بلند و درخت‌هاى گز و اقاقياى « 8 » عيون موسى از دور نمايان است . در سايهء اشجار مذكوره ، بعضى از فلّاحان عرب ، كرت‌بندى كرده ، اقسام بقولات على الخصوص انواع پيازها و شلغم مىكارند و آبيارى اين كرت‌هاى سبزى ، به واسطهء استخرهاى كوچك متعدّد مىشود .

--> ( 1 ) . شكوه و وقار و مهابت ، كه از بزرگى و عظمت كسى در در افتد . ( 2 ) . سبيل . ( 3 ) . لدى الاقتضا ، عند الاقتضاء ، هنگام اقتضاء . ( 4 ) . نافرمانى ، گردن‌كشى ، افزون‌خواهى ، ستم . ( 5 ) . خشكى . ( 6 ) . Oasis ( 7 ) . تنگه . ( 8 ) . در اصل : عقاقيا