هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
108
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
همينكه او رسيد ، رفتيم به گار . ترن گرفته ، رفتيم [ به ] منترو . به مصطفى خان تلفن كرديم [ كه ] بيايد [ به ] منترو . ظهر [ ساعت ] نيم رسيديم . رفتيم [ به ] هتل ناسينال ، « 1 » كه تقى قبل از آمدن من به سوييس ديده بود ، كه بروم آنجا . خوب هتل قشنگى است . نهار خورديم . بعد از نهار توى باغ نشسته ، درياچه و كوهها كه پيدا بودند ، تماشا كرديم . بعد از ساعتى ، يك شربت خورده ، برخاستيم « 2 » [ كه ] برويم كشتى كوچك سوار شديم [ كه ] روى درياچه گردش [ كنيم ] . روز بسيار خوبى است . آفتاب و هوا آرام [ است ] . براى رفتن روى « لاك » خيلى خوب [ است ] . از در هتل كه بيرون مىآمديم ، مصطفى خان رسيد . از ديدن او خيلى خوشوقت شديم . داد و فريادى كرديم تا رسيد . او را بوسيدم . پرسيدم : چرا دير آمدى ؟ معلوم شد [ كه ] اسم هتل را عوضى گفته بوديم . مدتى توى منترو ويلان بوده [ است ] . همه باهم رفتيم جلو « لاك » ، دو « بارك » « 3 » گرفتيم . يكى را حسنعلى خان و تقى سوار شدند ، كه خودشان پارو بزنند و يكى من و مصطفى خان و پاروزن سوار شده ، رفتيم تا وسط درياچه . مصطفى خان هم پارو مىزد . بعد يك قدرى هم من پارو زدم . وسط درياچه به قدرى باصفا و خوب بود ، كه اندازه نداشت . مدتى همانجا ايستاديم و بعد برگشتيم . پياده شده ، [ كه ] برويم در پلاس هتل ، چاى [ بخوريم ] . تراس بسيار قشنگى دارد . روى درياچه هتل عالى بزرگى است . باغ بسيار خوبى دارد . موزيك مىزدند . روى تراس چاى خورديم ، تا ساعت رفتن . در پايين ، يعنى زير تراس جايى است اسكيت « 4 » بازى مىكردند . رفتيم آنجا ، تماشا . چرخ به زير كفش مىبندند و راه مىروند و مىرقصند .
--> ( 1 ) . ناسيونال ( national ) ، ملى . ( 2 ) . در اصل : برخواستيم ( 3 ) . بارك ( barque ) ، قايق ، زورق . ( 4 ) . در اصل : اسكين