هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

107

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

چاى خواستيم . بعد از خوردن چاى تقى آمد . خيال دارم [ كه ] با تقى يك سفر مختصرى برويم به لاك دكم . با مادام كتابچى در اين باب صحبت كرديم . او گفت برويد به لاك ماژر ، « 1 » نزديك‌تر است . رفتيم از روى نقشه [ اى ] كه در هتل به ديوار كوبيده‌اند ، آن مكان را نشان داد و هتل بهترش را آدرس داد . يحيى خان بيرون رفته [ بود ] . قدرى نشست . منتظر شد [ تا ] يحيى خان بيايد . او نيامد ، رفت . روز سه‌شنبه ، 25 [ مارس 1913 م . ؛ 16 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] صبح آقايان آمدند . بعد از ظهر يحيى خان مىرود به پاريس ، كه از آن‌جا برود [ به ] لندن . سه ساعت بعد از ظهر ، و رفت . سپردم پول براى من بفرستد . حسنعلى خان و تقى تا گار با او همراهى كردند . حسنعلى خان برگشت [ به ] هتل ، ولى تقى نيامد . رفت اسباب‌هايش را جمع كند براى رفتن [ به ] سفر . با حسنعلى خان رفتيم اوشى ، روى كه راه برويم . اول در هتل شاتو چاى خورديم و بعد رفتيم روى كه ، مدتى راه رفتيم و نشستيم . نزديك غروب برگشتيم [ به ] هتل . شب را با يكديگر بوديم . چهارشنبه ، 26 مارس [ 1913 م . ؛ 17 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] امروز در هتل بوديم . جايى نرفتيم . عصر روى كه گردش كردم . يحيى خان پول تلگرافى [ را ] حواله فرستاده بود . فردا قرار شد برويم [ به ] منترو . روز پنج‌شنبه ، 27 [ مارس ] 1913 . ؛ [ 18 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] ساعت 11 [ صبح ] تقى آمد . حسنعلى خان خيلى پيش آمده [ است ] . با يكديگر رفتيم اوشى ، پولى كه حواله رسيده بود ، گرفتيم . منتظر آمدن تقى بوديم .

--> ( 1 ) . لاك ماژر ( Lake Maggiore ) ، درياچه ماژر ، كه دومين درياچه بزرگ كشور ايتاليا و در شمال آن در منطقه پيمونت ( Piedmont ) و لومباردى ( Lombardia ) قرار گرفته و 64 كيلومتر عرض و 10 كيلومتر طول و حداكثر 190 متر عمق داشته و مساحت آن‌را 212 كيلومتر مربع محاسبه كرده‌اند .