هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
75
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
از موقع گذشته ، متوحش بودند مسبب چيست . بعد از اداى مغرب و عشا ، سوار شده ، به طرف « خزران » - كه اول سختى راه است مىرود . [ روز دوشنبه ، هفتم [ شوال 1305 ه . ق . ] ] [ خزران ] روز دوشنبه ، هفتم [ شوال 1305 ه . ق . ] به واسطهء بعد مسافت و سختى گدوك ، « 1 » در راه معطل شده ، نماز صبح را در بين راه خوانده ؛ و دو ساعت از دسته گذشته ، وارد « كاروانسراى خزران » گرديده ، « آقا حسين على » را ديدم ، نيامده ، يكى [ از ] مردم آنجاها را گفتم : « پول به تو مىدهم برو ملاحظه نما چه شده ؟ » ، به فاصله سه ساعت ، او را آوردند . ديدم از خستگى پاها ، عشق از سر او بيرون رفته ، هنوز به دريا نرسيده ، در گل مانده ، حالى ندارد . [ مصراع ] كه عشق آسان نمود اول ، ولى افتاد مشكلها . بعد از اداى فريضهء شام و خفتن ، صرف طعام و بناى بار است . جلودار را گفتم : « حسين على مجذوب را سوار نما ، و انعامى به تو مىرسد . » قبول نموده ، سه ساعت از شب گذشته ، روانه به سمت مقصود شده . [ روز سهشنبه ، هشتم [ شوال 1305 ه . ق . ] ] [ منجيل ] روز سهشنبه ، هشتم [ شوال 1305 ه . ق . ] ، وارد « منجيل » شده ، ياور تلگرافخانه به ديدن آمدند . تلگرافى سركار معتمد السلطان ، جناب « حسينقلى خان مخبر الملك » - زيد اجلاله - فرمودند ، ابلاغ نمودند ، مبنى بر اظهار لطف . جوابى خدمت ايشان از سلامتى عرض نموده ، بعد از ساعتى ، عالىشان « حاجى على معمار كاشانى » ، كه براى تعمير پل رودخانهء منجيل ، حسب الامر قدس اعلى حضرت شهريارى - خلد اللّه ملكه - معين است ، به ديدن آمده ، صرف چاى شده ، گفتند مناسب آن است كه تا مهتاب تمام نشده و ماه غروب ننموده ، عبور از پل نماييد ، كه « زير پل ، منزلگه رندان بود . » نماز شام و خفتن خوانده ، به اتفاق سوار به فاصله نيم ساعت به معبر رود رسيده ، واقع دعاى اعلى حضرت شهريار را بايد از جان و دل ، همه بگوييم . اين دو سه منزل « خزران » و « منجيل » تا به « دار المرز » « 2 » راه [ ه ] اى سخت را كه به تحرير
--> ( 1 ) . گردنه . ( 2 ) . لقب شهر رشت ، مركز ايالت گيلان .