هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
60
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
شيرازى » ، كه در ثلثنويسى « ياقوت » اگر بودى ، شاگرديش اختيار نمودى ؛ دوازده امام را كتيبهء آن سنگ بنويسند . لهذا اين از خدا بىخبر ، قلبا عداوت با سلسله مرحوم « قوام الملك » را در نهاد نهاد ، و ضمنا برانگيخت جمعى را ، كه حضرت و الا « ظل السلطان » و « صاحب ديوان » ، كه « عمو » و « پدر » بودند ، افسردهخاطر گرديدند و فسادى بين اين طايفهء بزرگ برپا نموده ، كه معلوم نيست چه شود مال حال آنها ، با اين مختصرى كه عرض شد . [ مصراع ] هرآنچه « ناصح » مشفق بگويدت ، بپذير . امناى دولت به واسطهء امورات مهمهء مملكت ، از حال تو ضعيفى در نبودن به حضورشان غافل مىشوند ، و وقتى « استراق سمع » نمود كه به « حجاز » رفته ، كعبهء معيشت تو را منهدم و بين اين بيچاره رعيت ، فسادى نمايد . [ بيت ] آدمى كو علم الاسماء بيك است * بانگ چون برق اين سگ ، بىتك است مىترسيم اين « سفر » باخطر باشد و منجر [ به ] پريشانى عيال و سختى اطفال بگردد . فقير عرض نمود : آنچه فرمايش رفت ، خالى از غرض و صرف محبت و از روى « شفقّت » بود و اطاعت امر هريك را فرض مىدانم ، و همانا اظهار رأى و اصرار در جواب ، ترك ادب است ، ولى چون مقصود تشرف آستانبوسى « حضرت ختمى مرتبت » و طوف حرم « احديت » مىباشد ، اين موانع را ملاحظه نبايد نمود . چونكه عزم دين كنى با اجتهاد * ديو بانگهت برزند ، اندر نهاد كه مَرو زين سو ، بينديش اى غوى * كه اسير رنج و درويشى شَوى سالها او را به بانگى ، بندهاى * در چنين ظلمت ، ندا افكندهاى هيبت بانگ شياطين ، خلق را * بند كرده است و گرفته حَلق را قال اللّه تبارك و تعالى : « الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ « 1 » انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ « 2 » الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً » . « 3 »
--> ( 1 ) . سوره توبه - آيه 20 . ( 2 ) . سوره توبه - آيه 41 . ( 3 ) . سوره توبه - آيه 76 .