هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

54

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ظاهر شود [ و ] ديگران را عيبجوئى مىكند . [ بيت ] با همه عيب خويشتن ، شب و روز * در تكاپوى عيب اصحابى واقع ، طالب صادق را ، هرگاه نفس سر راه گرفت و مىخواهد به زنجير طبيعت او را بگرداند ، از حق بخواهد كه : « بصّره فى عيوب نفسه » ؛ كه هركه بىهنر ، نظر به عيب كند . نشنيده [ اى ] كه « عيسى » با جمعى عبور مىنمودند [ و ] به سگ مرده [ اى ] رسيدند . هركس قبحى همى بيان مىنمود . « عيسى » فرمود : به دندان‌هايش نگه كنيد [ كه ] عجب سفيد است . هر قدر عيب بينى ، از خود بدان ؛ كه آن فلان آينه بود و تو خود را ديده‌اى . اى دريغا ، تمام « انبياء » از مردمان عهد خود « صدمات » داشتند . در هيچ تاريخ خوانده شده [ كه ] تا آمدند قبول نمودند دعوت آنها را ، نفوس مردم هميشه طالب « مرده » و « گذشته » يا « نيامده » است . اگر سنگ كهنه از « قبرستان » بيرون آيد ، همان آن ، قصّه‌ها و كرامت‌ها و جعل نمايند و « زيارتگاه » سازند ؛ چون جنس آنها « مرده » است و با « روح » الفتى ندارند . سر حلقه راه‌نمايان فرمود : « ما اوذى نبى مثل ما اذيت » ، گفتند : « انت تمشى فى الاسواق و تأكل و نحن نمشى و نأكل فما فضلك علينا » . اى عزيز : [ بيت ] مشو چون « سگ » به خوب و خورد ، خورسند * اگرچه « گربه » باشد ، دل بر او بَند هرگاه زير اطاعت نفس و خودپرستى بيرون آئى و به سنگ دل بندى ؛ در خبر است كه خداوند « اسرار » خود را در آن سنگ ظاهر مىسازد و به « انسان كامل » مىرساند ، كه : « المجاز قنطرة الحقيقة » . كه « خودپرستى » از 1000 « بت‌پرستى تقليدى » بدتر است . « أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ » « 1 » . اين بود ، اجمالى از آنچه ارباب « حال » و اصحاب « قال » براى تحصيل « علم

--> ( 1 ) . سورهء جاثيه - آيه 23 .