هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

55

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مفروض » سفر را واجب عينى دانسته‌اند . حالا عرض مىنمايم كه اين « سفر » همانا در حقّ تو ، تحصيل حاصل است و تعطيل كامل ؛ امّا تحصيل علوم رسميّه اصطلاحيّه ، كه اهل ظاهر واجب دانسته‌اند ؛ سفر را مثل « مقدمات » كه « صرف » و « نحو » و « معانى » و « بديع » و « لغت » و « منطق » و « هيئت » و « نجوم » و « هندسه » و « حساب » و « تاريخ » و « عروض » و « قافيه » ، بيشتر از آن‌چه من باب مقدمهء علم مفروض لازم است ، تحصيل نموده ؛ و آن‌چه از علوم كه بالذّات و بالاصاله واجب دانسته‌اند ، چون « حكمت » و « كلام » و « تفسير » و « اخبار » و « فقه » و « اصول فقه » و « اخلاق » ، كه استادان ماهر و فضلاى معاصر را هرجا بوده ، به دست آورده و خدمت رسيده و بر غالب علوم « تعليقات » و « تقريرات » نوشته و تصديقات در حق تو فرموده‌اند ، و بيش از آن‌كه فرض دانسته‌اند ، تحصيل نموده [ است ] . و امّا آن‌چه اهل « معرفت » فرموده‌اند در معنى علم فرض ، كه معرفت به احوال خود و سير در باطن باشد ، به اجازه عالم وقت و نبىّ زمان و بايد آرام نگرفت تا دامنش را به دست آورند كه صحت « سند » و « دعوى » بيعتش يدا به يد به « امام » منتهى گردد . اين سفر هم در حقّ تو لازم نيست ، بلكه شد رحال به سوى تو بايد بشود ، همانا مدت زمانى است تو اهل « معرفت » هر گروهى را از سر « صدق » و « راستى » خدمت نموده ، با بزرگ تمام « فرق » و « سلاسل » صحبت داشته ، و علماى 73 « فرقه » را معاشرت و با ادله و براهين گفتگو داشته و براى رفع شبهه « 1 » با اديان مختلفه ، از فرق « هندويان برهمن » و « جوك » و « كاتى » و « مراتى » و « موسويان » و « زردشتيان » و فرق « عيسوى » « وهميّه » و « خياليّه » و « شيطان‌پرست » و « چنگوله » و « بىمذهبان » ، چون « طبيعيّه » و « نيچريّه » و با اهل آفاق گفتگوها افتاده [ است ] . و در « عراق عرب » و « بلاد عجم » و « هند » و « سند » و « سرانديب » و « سيلان » « خطا » و « ماچين » و « افغان » و « گرجستان » ، از دريا و صحرا و با بزرگان هر مرزوبوم نشست و برخاست « 2 » نموده ، در « كوه سرانديب » و مهبط و « مقدم ابو البشر » ، دو اربعين به‌سر برده ، در « حيدرآباد دكن » ، در مقام و درگاه « شاه محمود دكنى » مدّت‌ها مانده ، و با نواده‌هاى « سيد عليرضاى دكنى » مقامات سلوك پيموده ، و در « مسجد سهله » و « كوفه » و « مشاهد مشرفه » رياضت‌ها

--> ( 1 ) . در اصل : شبه ( 2 ) . در اصل : برخواست