هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
44
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مجرده » مىدانند و در تحقيق او فرمودهاند : « نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء و حصول مجرّد عند مجرّد » . و بر هر تقدير حصول « صورت » يا « نور » امرى نيست مقدور عبد و به اختيار و خطاب به امر غير اختيارى جايز نباشد عقلا مثلا مولا اگر گفت به عبد خود كه فربه بشو ، قبحش معين و از حكيم صدورش ممتنع و هرجا ظاهرا خطاب به امر اختيارى تعلق گرفته باشد ، اهل عرف به مقدمات اختياريه حمل نمائيد . پس آنجا كه گفت فربه بشو ، يعنى دواهاى فربهى را بياشام ، مثلا چنانكه علما مىفرمايند كه اعتقاد امرى نيست به اختيار باشد ، ولى مقدمات حصول او امرى اختيارى است ، لهذا گوئيم خطابات متعلقه به علم را مثل « اطلبو العلم » و آنچه معنى خطاب را دارا است ، چون « طلب العلم » ، فريضهء مضافى بايد تقدير نمائيم تا صحّت تعلق ممكن باشد . و ديگر آنكه بنابر آنچه ذكر شد ، علم به تعريف عمومى از مقوله « عرض » است ، و « عرض » بدون محل جوهرى ، وجودى در خارج ندارد ، و وجود علم ، تابع وجود عالم است يا ذات عالم ؛ بنابر ثانى و تعريف خصوصى علىكلحال مكانى و محلّى از براى علم جز ذات انسان نباشد ؛ و در مكان و شهرى يافت نشود ، مگر به وجود او ، و منفك از حقيقت او محال [ است ] ، مگر به افاضهء « نور » و « اشراق » نقل نتوان كرد مرا عراض را ، ليك از جوهر برند امراض را . لهذا گوئيم « اطلبوا العلم و لو بالصين اى اطلبو العالم او اهل العلم » . و در عرف مىگويند : « اسئلو القرية » مقصود اهل قريه است : « فلولا نفر من كل فرقة الى مدينة العلم و دخل المدينة من بابها » ، بهحسب زمانه « فان كان بالصين فبالصّين او بالخراسان او شيراز فاليها كما قال فى حديث مجمع عليه انا مدينة العلم و علىّ بابها و قال تبارك و تعالى و اتوه البيوت من ابوابها » « 1 » . ففى الحقيقت علم مطلوب مفروض اختيارى حضور عند العالم فى زمانه است و بعد از حضور نزد عالم به آنچه صلاح حالت و وقت و مجال متعلم باشد ، مىفرمايد از عقايد و افعال و تروك و بر متعلم است « اطاعت » ؛ مگسل از پيغمبر ايام خويش : « الشيخ فى قومه كالنّبى فى امّته » . [ بيت ]
--> ( 1 ) . سوره بقره - آيه 189 .