هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
36
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
برزخى ندارد ، و به مظاهر قهريه حرفه كه ما شمت رايحة الوجود ، كه اوّل و دوّماند ، محشور ، و به اينسبب « مرتد فطرى » ، توبهء او قبول نيست ، يعنى توبه ندارد . « لانّه ارتدّ من فطرت الانسانية و تمكّن فى دار الشّياطين ثمّ صار هاديا للمضلّين قال اللّه تبارك و تعالى : « وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 1 » . و لطيفه انسانيّه را باخته و كوكب سيّاره كه « مطلع الفجرين » بود ، در طرف « ظلمت » انداخته [ است ] ، فلمّا قال له اقبل فلم يقبل . و اگر قائد توفيق نعم الرفيق ، و به « دار السعادت » و « دار النعيم » كشندش ، از « اعراف » خلاص و اوّل درجه « صراط » را طى نموده و نجاتى يافته و نيم جانى گرفته ، به مفاد « إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » ، « 2 » در بوستان « ما تلذّ الاعين و سئتهى الانفس « 3 » » او را بهشتاند ، و چنانچه وقوف عارض اين كوكب سيّاره نشود ؛ و از اين مقام تجاوز نمايد و همّت بلند دارد ، اميد است كه به « دار الانسان » برسد . [ بيت ] مقام عشق بُلند است ، همتى حافظ * كه عاشقان ره بىهمتان به خود ندهند و به شرف « بيعت الرضوان » مشرف گردد . [ مصراع ] مُردم از « حيوانى » و « آدم » شدم . و اوّل طور ، طور چهارم و نور نار « موسويه » و بروز حجابات « نوريه » است و نسبت سير و قوّت حركت حال بگذشته ، مانند نسبت « سكون » به « حركت » است . و اين طفل يكشبه ره 100 ساله مىرود . [ بيت ] به هوش باش ، كه هنگام باد استغنا * هزار خرمن « طاعت » به نيم جو نَخرند و گذشتن از اين « برزخ » ، بسيار سختتر از اوّل است . [ بيت ] آن خيالاتى كه دام اولياست * عكس مَهرويان بُستان خُداست كه گذشتن از حجاب نور ، مشكلتر از ظلمت است . و اوايل حجب « ابليس »
--> ( 1 ) . از كلمهء « وَ مَنْ يَرْتَدِدْ » ؛ سورهء بقره - آيه 217 . ( 2 ) . سورهء تكوير - آيه 5 . ( 3 ) . سورهء زخرف - آيه 71 چنين است : « وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ » .