هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
73
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روز [ دهم ] چهارشنبه ، [ 26 ذى حجة الحرام 1251 ه . ق . ] را هم در شهر « سارى » توقف كرديم ، كه خود و مركوب ، را حتى كرده باشيم ؛ و به قدر امكان هم سياحت شهر نموده [ باشيم ] . صبح چهارشنبه ، « ميرزا آقا » نامى كه از معتمدان « فضل على خان » بود ، به ديدن ما آمد . قدرى از آن ولايت سؤال كرديم و جواب شنيديم . در همان عمارت « برجى » است كه مشرف بر شهر است . بر آن « برج » برآمديم . دامنهء كوهى كه در جنوبى شهر است ، پيداست ؛ و « كوه دماوند » و شهر ، تماما در نظر است . شهر « سارى » ، شهر « زيبائى » [ و ] « خرمى » است . « 1 » سطح بامها به سبب سفالهاى رنگين ، « گلستانى » است و خارج شهر ، از وفور « كشت » و « زرع » ، خرّم « بستانى » . اين عمارت را « ايوان » بزرگى بوده كه آتش گرفته [ و ] خراب است . « ايوان » ديگر دارد . آن هم خرابى دارد . تصاوير دلكش در آن « ايوان » هست . جنگ شاه اسماعيل و رومى در چالدران ، و جنگ نادر شاه با هندى . صبح آن روز ممكن نشد كه « فضل على خان » را ملاقات كنيم ، به جهت اينكه با
--> ( 1 ) . جيمز بيلى فريزر در سال 1238 ه . ق . / 1822 م . مىگويد : « شهر سارى شهر كهنهاى است . فردوسى در شاهنامه از آن نام برده است . معروف است كه اين شهر را تهمورس ديوبند سومين شاه پيشداديان ساخته است . مورخين اخير آن را مركز مازندران مىدانند . مدتى محل اقامت آقا محمد خان قاجار بود كه پس از مرگ كريم خان و فرار از شيراز در اينجا اقامت داشت . اين شهر سابقا آبادتر و پرجمعيتتر بوده است . حصار و خندق آن مدتهاست كه رنگ تعمير به خود نديده است . برجهاى مربع شكل و باروى دو آجرى در فواصل مختلف ساختهاند و يكى دو برج هم براى حفظ دروازهها بنا كردهاند . بازار شهر سهشنبه بازار است و روى هم رفته رونقى ندارد . » ( سفرنامه فريزر ، 40 )