هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
696
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
چون از حالت اين اجساد براى چاكر اطلاع [ از ] اينكه « 1 » اينها چه بايد باشد ، حاصل نشد و فهميده نگشت كه چه چيز هستند و خواهند شد ، لهذا ديگر پاپى نشده ؛ و اينك همان سنگهاى معدن را به خاك پاى مبارك اعلى حضرت همايون - روحنا فداه - انفاد « 2 » نمود ، كه امر و مقرر شود در ركاب مبارك همايون ، « اكسيريين » و « معدنچىها » و كسان با وقوف به حالت اين سنگها اطلاع حاصل نمايند كه بايد اينها چه چيز باشند . اگر فى الواقع چيزى هستند و چيزى خواهند شد ، برحسب امر عليه ، چشم [ ه ] هاى مزبور شكافته شود و مخارج به هدر نرود و اگر خير احوالات است كه هيچ . اين چشم [ ه ] ها كه عرض شد ، در ميان كوه ، به فاصلهء 2 فرسخ [ و ] نيم است ، كه درّهاى است بسيار بزرگ ، كه البته عرض درّه يك فرسخ است و طول درّه 2 فرسخ و نيم ، بلكه 3 فرسخ ، و در ميان اين درّه معتبر پشتهاى است به طول 3000 قدم و به عرض 500 قدم و به بلندى 200 قدم ، كه اين چشم [ ه ] ها از وسط اين پشته بيرون مىآيد . سواى اين چشمهها ، از قرار تقرير مردم ، گويا باز چشم [ ه ] ها هست كه معدن مس و غيره دارند . چاكر نرفته و نديده [ است . ] همينقدر اين كوه با اين عظمت ، خالى از معادن نيست ، ليكن اگر معدن داشته باشد ، جنگل ندارد ، كه بتوان معدن را سوزاند . به جهت نبودن هيزم ، درآوردن معدنى كه لازم به هيزم باشد ، مشكل است . ليكن اگر معدنى باشد كه خالص شود ، خواست خداست و بخت بلند اعلى حضرت شاهنشاه - روحنا فداه . شكار شكار اين كوه « ارغالى » و « گوسفند كوهى » با « بز » و « تكه » و « خرس » و « گراز » و « پلنگ » و « كبك درى » و « كبك چيل » و « گوزل » و « ماهى قزلآلا » است . « ارغالى » اين كوه در زمستان هم در جاى آفتاب رو مىماند و به كوههاى پايين مىگويند كه نمىروند . [ در ] اين زمستان ، يك نفر وكيل سرباز ، يك « ارغالى » از همين كوه [ در ] بالا سر ده
--> ( 1 ) . در اصل : اينكه كه ( 2 ) . انفاد ( enfad ) ، فرستادن ، روانه كردن .