هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
617
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و فساد و قتل و نهب پردازند « 1 » و « انار » آن در تمام بلاد مانند ندارد . عصر دوشنبه ، 10 رمضان [ 1300 ه . ق . ] از چشمه شاهى حركت كرديم و از زيارت « حضرت عبد العظيم » - عليه السلام - درك سعادت نموده ، به سمت خاتونآباد روانه شديم . [ خاتونآباد ] در اين فصل ، چيزى كه در اميد نبود ، يعنى باران شديد و ابر و نسيم خوب و قوس [ و ] قزح ، كه قرب يك ساعت در افق امتداد يافت ، مشاهده شد . منزل امروز 5 فرسخ است . هواى اين مسافت خوب بود . در خاتونآباد هم نقطه خوبى محطّ رحال « 2 » شد و تا عصر يازدهم [ رمضان 1300 ه . ق . ] كه اقامت كرديم ؛ به خوشى گذشت . آبادى در اين مسافت در طرفين راه از اين قرار است . « 3 » سهشنبه ، 11 رمضان [ 1300 ه . ق . ] در حالتى كه آفتاب 45 درجه از سمت الرّاس گذشته و حرارت هوا فى الجمله ساكن شد ، از خاتونآباد روانه شده ، شب وارد ايوانك يا ايوانكيف شديم . [ ايوانكى ] به قولى 7 فرسخ و نيم مسافت طى كردهايم . راكب و مركوب همه خسته شدند . در خانهء « كربلايى نبى » ، كه خودش به سفر مكّه رفته بود ، منزل كرديم . « يخ » در اين منزل يافت نمىشود ، ولى ما از « حضرت عبد العظيم » همراه آورده بوديم و احتياطا از يخ گلآلودى هم كه در خاتونآباد بود ، با خود آورديم و تا يك منزل ديگر هم داشتيم .
--> ( 1 ) . « تهران . قريهاى است از قراى رى ، مشتمل بر بساتين و اشجار بسيار و ثمار بىشمار . اهل آنجا را به زيرزمين خانههاست چون سوراخ موش دشتى . وقتى كه دشمنى قصد آنها كند ، به آن زيرخانهها پنهان مىشوند و دشمن چند روزى محاصرهء آنها مىنمايد و برمىگردد ، و چون برمىآيند از زيرزمين فساد بسيارى كنند از قتل و نهب و قطع طريق ، و اكثر اوقات آنها از طاعت و لات و سلاطين عصيان ورزند ، و حيله براى ضبط آنها به جز مدارا نيست . » ( آثار البلاد و اخبار العباد ، 2 / 82 ) . ( 2 ) . محط رحال ، يعنى محل فرود آمدن بارها ، بارانداز كاروان . ( فرهنگ فارسى معين ، 3 / 2671 ) . ( 3 ) . سفيد است و نامى از آنها به ميان نمىآورد .