هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
599
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
امروز اتفاق عجيبى شنيدم . مددكار ميخانهء كشتى ، به واسطهء كثرت مخارج و قلّت مداخل ، از ابواب جمعى خود « باقىدار » « 1 » شده ، از اداى آن عاجز بود . يكى از تولههاى انگليسى مرا كه با او زياد مأنوس گشته بود ، در آغوش گرفته ، خود را پرت كرد توى دريا . صاحب « عيال » و « اطفال » بود . مسافرين كشتى و من ، مبلغى توجيه نموده ، به توسط كاپيتان كشتى ، موسوم به كاپيتان « جورج فردريك كت » كه 36 سال است در خدمت اين كمپانى است ، و شخصى است بسيار ماهر در عمل ملّاحى ، براى بازماندگان وى فرستاديم . از ديروز ظهر تا نصف النهار امروز ، 354 ميل مسافت پيموده شد . به واسطهء تلاطم دريا و شدّت باد ، از سرعت متداولهء كشتى ، به قدرى كاسته شد . روز سهشنبه ، سىام [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ] ديشب چون ليالى گذشته گرم نبود . چونكه داخل « اقيانوس هند » شدهايم ، هوا خنك است و باد پرزور مىآيد . تا امروز ظهر ، كليتا 254 ميل راه طى شد . باد مخالف ، مانع سرعت كشتى بود [ و ] نتوانست به آن تندى كه مقصود بود ، برود . نزديك غروب آفتاب ، ماهىهاى متعدد در يك قطار از آب بيرون جسته ، به فاصلهء يك يا دو ذرع ، باز در آب غوطه مىخورند . يكى بعد [ از ] ديگرى . همه « سفيد » ، مثل نقره مصقل [ بودند ] . از دور برق مىزدند . خيلى تماشا داشت . روز چهارشنبه غره « 2 » شهر صفر المظفر [ 1305 ه . ق . ] ديشب هوا خيلى خنك و دريا بسيار صاف و آرام بود . تا امروز ظهر ، 384 ميل راه طى شد . مسافرين جهاز ، امشب مجلس رقصى فراهم آورده بودند . تمام خواتين ، البسهء لطيف پوشيده ، آرايش زياد به خود بسته بودند . 2 ساعت مجلس طول كشيد . خيلى خوش گذشت . روز پنجشنبه ، دويم [ صفر المظفر 1305 ه . ق . ] ديشب هوا بسيار سرد بود ، به شدّتى كه دم صبح محتاج به لحاف شدم . اواسط شب ، قدرى باد مخالف وزيد . به قدر ديروز راه طى نشد . 369 ميل رفتيم . باوجود باد ، باز خوب رفت . اينقدرها از سرعتش كاسته نشد ، چرا كه « چرخ بخار » به قدرى
--> ( 1 ) . منظور : بدهكار . ( 2 ) . منظور : اول ، آغاز .