هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

598

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ساعتى 18 ميل مسافت طى مىكند . عملجات كشتى ، از « كاپيتان » گرفته تا « ذغال انداز » ، 269 نفرند . چند روز قبل كه از « اسكتلاند » « 1 » حركت كرد ، حامل 900 نفر « مسافر » براى « انگلستان » و ايالات ديگر « فرنگ » بود . بالجمله ، يك ساعت از نصف شب گذشته ، راه افتاد . دريا مثل كف دست « صاف » و هيچ باد و توفانى نبود ، كه از سرعت آن بكاهد ؛ فقط چيزى كه باعث كسالت مسافرين شد ، هواى حار « بحر احمر » بود و بس . جمعه ، بيست و ششم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ] ديشب ، هوا به شدتى گرم شد ، كه ما فوق آن متصور نبودى . شب ، بالاى عرشه خوبيدم . تا امروز ظهر ، 374 ميل راه پيموده شد . 2 ساعت به ظهر مانده ، جهازى ديده شد ، كه به طرف « هندوستان » مىرفت . اين جهاز 10 ساعت قبل از كشتى ما راه افتاد . كشتى ما به آن رسيده و گذشت . مثل « باد صرصر » « 2 » مىرفت . ابدا حركتى محسوس نمىشد . مثل اين بود كه در خانهء ساكنى نشسته باشيم . يك‌شنبه ، بيست و هشتم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ] امروز نيز به جز « آب » و « كشتى » ، چيز ديگر [ ى ] ديده نشد . تا ظهر 354 ميل راه پيموديم . دوشنبه ، بيست و نهم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ] 3 ساعت و نيم از ظهر گذشته ، وارد لنگرگاه « عدن » شديم . كشتى ، لنگر انداخت . بعضى از مسافرين ، كناره رفته [ تا ] شهر را تماشا كنند . منقول است 3 « درياچه مصنوعى » در اين شهر هست ، يكى بالاى ديگرى . تاريخ بناشان ، معلوم [ بر ] احدى نيست . از قرينه مىگويند متجاوز از 1000 سال مىبايست تاريخ بناى اينها باشد ، زيرا كه شبيه به بناهاى آن زمان است . چون من حين رفتن اين‌جا پياده شدم ، ميل نكردم دوباره به خشكى بروم ؛ زيرا كه علاوه بر حرارت هوا - كه مانع [ از ] رفتن بود - چندان اهميّتى هم شهر « عدن » ندارد ، كه قابل زيست و تماشا باشد .

--> ( 1 ) . منظور : اسكاتلند . ( 2 ) . تندباد ، باد سخت سرد . مىگويند اصل آن از « صرصر » از ريشهء « صرّ » به معنى سرد باشد .