هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
597
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« چابك » نيستند ، ولى حق نداشتند ، زيرا كه عدد پيشخدمتان معدود ، و عدد مسافرين ، متعدد بودى . البته بيش از اين نمىتوان از اينها ، مترصد بود ، زيرا كه يك شخص واحد ممكن نيست در يك « آن » خدمت 25 يا 30 نفر را بكند ، مگر به تدريج و به نوبت . « 1 » بالجمله امروز را چون روز قبل به سر بردم . روز پنجشنبه ، بيست و پنجم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] يك ساعت و نيم به ظهر مانده ، به خشكى رسيديم . كالسكه بخار حاضر بود . بعد از نيم ساعت ، نشسته ، به طرف « سويس » « 2 » رانديم . طرفين راه ، تا مسافت زيادى بهجز « گرد و غبار » و « بيابان » [ و ] « شورهزار » ، چيز ديگر [ ى ] ديده نشد . همينطور مىرفتيم . 2 ساعت از ظهر گذشته ، از روى « رود نيل » عبور شد . آبش بسيار گلآلود [ و ] در كمال طغيان بودى . 3 ساعت از ظهر رفته ، وارد « زاكازيك » ، كه يكى از منازل سر راه است ، شده ، نهار خوبى صرف شد . بعد از نهار ، باز سوار كالسكه شده ، رانديم . در بعضى جاها تكتك « سبزه » و « حاصل » بهنظر مىآمد . 2 ساعت و نيم از مغرب گذشته ، وارد « سويس » شدم . قايق دودى حاضر بود . جمعيت كثيرى نيز كه همه به ولايات مختلف « هندوستان » مىرفتند ، بودند . در قايق نشسته ، رانديم به طرف كشتى موسوم به « ويكتوريا » ، كه در 2 ميلى لنگر انداخته بود . از شدت عظمت و بزرگى ، از دور چون قصبهء منورى بهنظر مىآمد . اين كشتى ، بزرگترين جهاز « پيانو و كمپانى » است و اول دفعهاى است كه به طرف « هندوستان » مىرود . تمام اتاقها و راهروها و بالا و پائين ، كلا با چراغ برقيه روشن مىشود . سفرهخانه ، تماما از چوب شمشاد منبت است . اتاق با نقمرير ، « 3 » اتاق تحرير ، اتاق راحت ، اتاق ساز و آواز ، گرمخانه و غيره ؛ هركدام دودو ، در كمال « نظافت » و « آراستگى » است . فى الحقيقه « عمارت ملوكانهء متحركى » است . طولش 483 ، عرضش 52 و عمقش 37 پا است . قوّت 7000 اسب [ بخار ] دارد و
--> ( 1 ) . در اصل : نوبه ( 2 ) . سوئز ( suez ) . ( 3 ) . ناخوانا ، بهطور دقيق مفهوم نشد .