هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
596
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
جزيره ، معلوم شد چيزى مشتعل است . سببش معلوم نشد . احتمال دارد از مشاهدهء كشتى ، آتشى افروخته باشند ، يا ممكن است سبب ديگر داشته باشد . على اى حال ، امروز هم چون ديروز به سر رفت . هوا رو به گرمى است . ديروز از غروب آفتاب ، هوا به قدرى گرم و خفه شد ، كه گويى چلّهء تابستان است . شب را از شدّت گرما نشد در حجره بخوابم . گفتم رخت خواب [ را ] به عرشهء كشتى بردند . يك ساعت از نصف شب گذشته ، كمكم باد خنكى وزيده ، خواب غلبه كرد . خوابيدم . همراهان ، اكثرشان در حجرات خوابيده بودند . از گرما خيلى گله كردند . علاوه بر گرما ، از طلوع فجر ، مگس زيادى پيدا شد . اسباب اذيت شد . روز چهارشنبه ، بيست و چهارم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] امروز از ديروز گرمتر است . نه ممكن است [ كه ] بالاى عرشه رفت ، نه مىشود در حجره ماند . عرق ، متصل از بدن جارى است ، بهخصوص [ به ] هنگام غذا ، كه از عرق خيس شدم . اصح من الشقوق « 1 » آن ديدم كه در حجره رفته ، بگويم « بادزن » بكشند . همينطور كردم . فى الجمله تغييرى در مزاج پيدا شد ، و الّا از گرما نزديك بود هلاك شوم . خلاصه ، فردا روزى است كه بايد به « اسكندريه » برسيم . اگرچه مىدانم آنجا هم گرم است ، ولى چاره نيست ، بايد سفر را از پيش برد . اين كشتى موسوم است به « صورت » . ساعتى 12 ميل طى مىكند . روز اول ، از 4 ساعت و نيم از نصف شب گذشته ، الى ظهر ، 75 ميل حركت كرد . تا ظهر دوم ، 275 ميل . تا ظهر روز سيم ، 288 ميل . اين چند روزى كه در كشتى بوديم ، نه « باد شرطه » وزيد كه به سرعت كشتى بيفزايد ، و نه « باد مخالفى » وزيد ، كه از سرعت آن بكاهد . همان ميزانى كه معين شده است ، رفت . كاپيتان كشتى مدعى بر اين بود كه ساعتى 13 ميل مىپيمايد ، ولى ساعتى 12 ميل ، بلكه كمتر ، [ و ] بيشتر نرفت . غذايى كه در اين كشتى دادند ، به خوشمزگى همان غذايى است كه در جهاز « پيشاور » دادند . بعضى از مسافرين زمزمه مىكردند كه پيشخدمتها « زرنگ » و
--> ( 1 ) . بهترين و درستترين راه را .