هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
590
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بهواسطهء كليساى منيعش معروف است ، گذشتيم . مىگويند « كانتربرى » ، اوّل شهرى است كه « انجيل حضرت عيسى » - على نبينا و عليه السّلام « 5 » - را براى خلق وعظ كرده ، مذهب عيسوى را رواج دادند . يك ساعت از ظهر گذشته ، رسيديم به بندر « دور » . كشتى حاضر بود نشسته ، راه افتاديم . بهواسطهء قلت عرض دريا ، اغلب جهازات در معرض خطرند . و گاهى به شدّتى هوا را مه مىگيرد كه مسافرين كشتى ، يكديگر را نمىبينند . البته ، در چنين وقت ، كشتى خالى از خطر نيست . ممكن است به « تل » يا « تپه » خورده ، خرد « 6 » شود ، اما الحمد لله امروز سعادت بخت ، هم هوا روشن بود و هم دريا ، صاف و بىانقلاب . اگرچه ابتدا كه به كشتى نشستيم ، قدرى تموج داشت ، امّا بعد خيلى آرام شد . 2 ساعت و نيم از ظهر گذشته ، وارد بندر « كاله » « 7 » شديم . اين بندر متعلق است به دولت « فرانسه » . اينجا يكدفعه « رنگ » و « لباس » و « وضع » و « لسان » و « رفتار » و « كردار » تغيير كرد . عالمى شد جداگانه . مهمانخانهء خوبى بود . غذا ، صرف شد . بعد از نيم ساعت ، كالسكهء بخار حركت كرد . طرفين راه ، تمام پر از حاصل بود . بعضى از « غلّات » هنوز سبز بود ، و برخى را درو كرده بودند . از اين بندر تا « پاريس » ، كمتر جايى ديده شد كه سرسبز و شاداب نباشد . معلوم مىشود اين قطعه زمين بسيار « حاصلخيز » است ، اگرچه اغلب خاك « فرانسه » همينطور است ، اما به واسطهء كثرت آب ، در اين امتداد كشت و زرع زياد مىشود . ساعت 8 شب رسيديم به « پاريس » . كوچه و برزن ، دكان و بازار ، « 8 » از كثرت « الكتريسيته » و « گاز » ، تالى روز ، روشن بود . همراهان ، همه بودند ، به استثناى ميستر « فرون » ، كه روز پنجشنبه متّصل خواهد شد . ميستر « رك » همراهى كرد تا اينجا . به خط مستقيم رفتيم به « هتل كنتينتل » « 9 » . به زعم بسيارى ، « بهترين مهمانخانههاى
--> ( 5 ) . بر پيامبر ما و بر او درود باد . ( 6 ) . در اصل : خورد ( 7 ) . Calais ، كه در سال 1999 م . 333 ، 77 نفر جمعيت داشته است . ( 8 ) . در اصل : بازا ( 9 ) . Hotel Continental ( در حاشيه ) . بهمعناى هتل قارهاى ، اروپا ( بهجز انگلستان ) در زبان فرانسه .