هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

570

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

يك‌شنبه ، هفدهم شهر ذى قعدة [ الحرام 1304 ه . ق . ] الى يك‌شنبه ، بيست و چهارم [ ذى قعدة الحرام 1304 ه . ق . ] ، « زكام » و « سرفه » و گاهى « تب » به قدرى شديد بود ، كه هيچ نتوانستم از منزل بيرون بروم . در اين بين ، اتفاقى كه قابل مذاكره باشد ، رخ ننمود . امروز نيز يكى از ايّام « ساكت » و « صامت » است . تا عصر ، كسى ديده نمىشود . اكثر اهل شهر ، از زن و مرد ، خرد « 1 » و بزرگ ، به باغات حول‌وحوش مىروند . معدودى كه در شهر مىمانند ، صبح [ به ] كليسا رفته ، نزديك ظهر مراجعت كرده ، در خانه مىمانند . عدد قليلى ، طرف عصر ، براى گردش در هيد پارك و جاهاى ديگر بيرون مىروند . من هم [ در ] منزل نشسته ، وقت خود را به خواندن كتب و صحبت با همراهان گذراندم . الحمد للّه امروز به كلّى رفع كسالت شد . قادر به حركت هستم . دوشنبه ، بيست و پنجم [ ذى قعدة الحرام 1304 ه . ق . ] امروز عصر ، [ در ] منزل مستر « رك » ، من و تمام همراهان مهمان هستيم . نهار را [ در ] منزل صرف كرده ، راه افتاديم . خانه‌شان ، خارج [ از ] « لندن » در قصبهء « ويمبلدون » « 2 » واقع است . اثاث البيت و خانه و باغچه ، همه از روى سليقه و پاكيزه است . صاحب اولاد زياد است . 6 دختر و 2 پسر دارند ، يعنى 3 دختر و يك پسر از « زن اول » ، كه همه بزرگ و باتربيت‌اند ؛ و مادرشان چند سال وفات كرده ، دارند . و 3 دختر و يك پسر از « زن حاليه » ، كه بسيار « عفيفه » و « نجيبه » است . شب ، بعد از شام ، قدرى ساز زدند . بسيار خوش گذشت . بعد از شام ، خواستم مراجعت كنم . مستر « رك » مانع شده ، خواهش كرد دو سه روز براى تغيير هوا ، در منزل ايشان بمانم . چون خود و عيالش ، مردمان « مهربان » و « مهمان‌دوستى » هستند ، خواهش وى را قبول كرده ، « سه‌شنبه » و « چهارشنبه » ، مثل روز « دوشنبه » در كمال خوشى و خرّمى گذشت . عصر چهارشنبه [ بيست و هفتم ذى قعدة الحرام 1304 ه . ق . ] ، رقعه از جانب

--> ( 1 ) . در اصل : خورد ( 2 ) . در اصل : ويمبلدن ( Vimbledon )