هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

559

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

امرى نمايد . فى الحقيقه « آزادى » اين است كه نصيب « انگليسىها » شده [ است ] . گمان نمىكنم ملّت ديگر [ ى ] اين نوع « مختار » و « آزاد » باشند . شنبه ، نهم [ ذى قعده الحرام 1304 ه . ق . ] امروز تا عصر [ در ] منزل مانده ، به نوشتن و خواندن ، وقت خود را گذراندم . ساعت 6 [ عصر ] رفتم به تماشاخانه « مدم توسو » . « 1 » [ در ] اين‌جا « صورت سلاطين و مردمان معروف » را خواه به « نيك‌نامى » ، خواه به « بدنامى » از « موم » درست كرده ، با همان لباس و نشانى كه در زمان حيات [ در ] برداشتند ، به ترتيب ، ايستاده و نشسته ، با حركات مختلف ، هريك را به وضع خاصى قرار داده‌اند ؛ مثلا شخص ديگرى را مخاطب ساخته ، حرف مىزند ، به قدرى مجسّم است كه با صورت اصلى نمىتوان تميز داد . صورت دخترى را از « موم » ساخته ، نفس مىكشد ؛ مثل اينكه فى الواقع انسان حقيقى خوابيده و نفس مىكشد . جاى ديگر ، شخصى از « موم » بود ، گاه‌گاهى سرش را به طرف راست و چپ مىگرداند . « پليسى » از « موم » ساخته [ و ] ايستاده كرده بودند . يكى از تماشاچيان گمان كرد « پليس حقيقى » است . از وى پرسيد : « چه وقت موزيك مىزنند ؟ » ديد جوابى نيامد ، خجل شد . دخترى شربت‌فروش ، جلوى ميزى ايستاده بود . يكى از همراهان جلو رفته ، گفت : « اين را چقدر خوب ساخته‌اند . » دختر بنا كردن به خنديدن . اگر آدم حقيقى [ را ] بىحس و حركت در ميان آدم‌هاى « مومى » بنشانند ، مشكل مىدانم كسى بتواند تميز بدهد . بالاى سر دخترى كه نفس عميق مىكشيد ، حبابى نهاده بودند . زير حباب ، دستخط مبارك اعليحضرت اقدس همايون « ناصر الدين شاه » ، سلطان « ايران » ديده

--> ( 1 ) . حاجى پيرزاده ، كه همان سال از اين عمارت ديدن كرده ، مىگويد : « وضع عمارت مادام توسه ( Marie Tussaud ) از اين قرار است : عمارتى است كه در آنجا مجسمه‌ها ساخته‌اند از « موم » كه صورت سلاطين قديم را از موم ساخته‌اند و چنان رنگ زده‌اند و نقاشى نموده‌اند و از شيشه چشم براى آن مجسمه‌ها قرار داده‌اند كه به هيچ‌وجه با انسان زنده تفاوت ندارد و لباس بر آنها پوشانيده‌اند و همچنين صورت زن‌ها را طورى ساخته‌اند و لباس بر آنها پوشانيده‌اند كه خيلى به شخص مشتبه مىشود كه آيا اين صورت حقيقى است يا كه از موم است . . . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 1 / 341 - 315 )