هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

551

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

رسيد [ به ] پشت گردنش . آن وقت خم شده ، گيلاس شراب را با لب بلند كرد . باز بطرى را از پشت گردن ، روى كله آورد و در اين بين شرابى كه در گيلاس بود ، آشاميد ، بدون اينكه قطرهء آب گيلاسى كه روى دهنهء بطرى گذارده بود ، بريزد . بعد يك دايرهء بزرگ چوبى آورد و كمانش را نوك چوبى به طول 2 ذرع نهاده ، به هوا انداخت . كمان دايره روى چوب آمد و بنا كرد به چرخاندن ، باز به هوا انداخت . كمان دايره روى چوب آمد . از اين قبيل تردستىها زياد درآورد . هر بازى كه تغيير مىكرد ، پرده‌هاى خوب مىنمودند . يك دفعه « آسمان » و « آفتاب » نمودار شد ، يك دفعه « شب » و « ماه » و « ستاره » و يك دوره « كوه » « 1 » و « غار » و « استيلاگيت » « 2 » و « استيلاگميت » « 3 » و دفعه [ اى ] « دريا » و « كشتى » و « موج » ، به قسمتى خوب ، كه با صورت طبيعى تفاوت نداشت . پس از تماشاى زياد ، كه تا نصف شب طول كشيد ، [ به ] منزل رفتم . « سپر » « 4 » حاضر بود ، صرف شده ، خوابيدم . يك‌شنبه ، سيم شهر ذى قعده الحرام [ 1304 ه . ق . ] امروز چندان جمعيت در كوچه و برزن « لندن » نيست . خيلى كم ديده مىشوند . اغلب به « كليسا » و « باغات اطراف شهر » مىروند . كوچه ، خلوت و تمام دكاكين بسته است . من هم چون حالتى نداشتم ، تمام روز را منزل ماندم . تازه‌اى كه قابل نگارش باشد ، رخ ننمود . دوشنبه ، چهارم [ ذى قعده الحرام 1304 ه . ق . ]

--> ( 1 ) . در اصل : وكوه ( 2 ) . Stalactite . ( 3 ) . Stalagmite . ( 4 ) . سپر ( Supper ) . ميرزا ابو طالب خان درباره‌اش مىگويد : « بعد فراغ صحبت [ و ] رقص و ساز ، 700 نفر اكابر و اشراف ، از زن و مرد بر سفرهء سپر ، يعنى طعام نصف شب نشستند . چندين قسم يخ [ ظاهرا بستنى ] و انواع شراب‌ها و از حلويات ، و باوجود نبودن موسم ميوه ، اقسام ميوهء تازه كه به حكمت عملى در آتش خانه پيش رس حاصل كنند ، و بسيار سنگين بها مىباشد ، بر سفره چيده بودند . » ( مسير طالبى ، 109 ) . ناصر الدين شاه قاجار هم بارها به آن اشاره مىكند ، مثلا : « . . . رفتيم براى سوپه ، كه شام بعد از نصف شب است . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه قاجار ، 93 ) .