هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
552
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
چون فردا آغاز « اسبدوانى » است ، چند نفر از امرا و اعزّه را دعوت كردم ، تشريف بياورند در همان منزلى كه من در نزديكى « گودود » « 1 » گرفتهام ، تا 5 روز ، كه « اسبدوانى » طول مىكشد ، بمانند . ايشان دعوت مرا قبول نموده بودند . 2 ساعت به ظهر مانده رفتم به موقف كالسكه بخار . سوار شده ، رانديم . 2 ساعت راه بود . وقتى كه [ به ] منزل رسيديم ، مدعوين تشريف داشتند . غذا صرف شده ، هر يك به راحتگاه خود رفتيم . شب را با صحبت با ايشان به سر برديم . سهشنبه ، پنجم شهر ذى قعده [ 1304 ه . ق . ] يك ساعت از ظهر رفته ، « اسبدوانى » شروع مىشود . از منزلى كه گرفته بودم ، تا « ميدان اسبدوانى » قريب [ به ] 6 ميل راه بود . قبل از ظهر ، فى الجمله غذايى صرف شده ، راه افتاديم . بالاخانه [ اى ] كه براى « تماشاچيان » معين نمودهاند ، اطرافش پر است از اشجار كهن . كرسىها و نيمكتهاى متعدد ، درجهبهدرجه نهاده بودند . تماشاچيان ، اغذيهء سرد از منازل خود آورده ، زير سايهء اشجار ، جوقهجوقه ، هريك با دوستان و آشنايان خويش صرف مىنمودند . در حقيقت ، نوعى است از اعياد . عالم بسيار خوبى است . بعد از « چاشت » ، رفتم خدمت حضرت اسعد اقدس و الا « پرنس اف ولس » ، « 2 » ولىعهد دولت بهيّه « انگلستان » خيلى اظهار عنايت نسبت به من مبذول داشتند . اگر چه استبعادى ندارد ، زيرا كه « فطرى » و « جبلى » حضرت معظم له است ، كه پيوسته مطمح نظر و عنايتشان متوجه تمام دولتخواهان و صداقتانديشان است ، و همواره نظر بلند منظرشان به طرف كسانى است كه زبان و دلشان يكى باشد .
--> ( 1 ) . Goodwood . ( 2 ) . ميرزا ابو طالب خان مىگويد : « . . . وليعهد ، كه نخستين فرزند پادشاه است . . . و او را در اثناى شاهزادگى « پرنس اف ويلز » ، يعنى شاهزادهء ويلز خوانند . و « ويلز » . . . يكى از سه قسمت جزيرهء « انگلند » است . در حيات پدر دخل در امورات سلطنت ندارد ، و اگر قبل از پدر درگذرد ، نخستين پسر او ، اگر پسر نداشته باشد ، دختر او ، اگر هيچ از او نماند ، برادر تالى او يعنى پسر دوم پادشاه ، كه اكثر امير الامرا و حكمران كل سپاه مىباشد ، پادشاه مىشود . بنابراين رسم نزاع برادران بر سلطنت و كشتار و خون خلايق ريختن از اين ملك موقوف است . غير محق دعوى سلطنت نمىتواند كرد . » ( مسير طالبى ، 240 - 241 )