هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

550

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« هيد پارك » ، باغى است بسيار وسيع و تفرج‌گاه عموم خلق . اطراف باغ خيابان‌ها و راههاى متعدد دارد . راه كالسكه و سواره و پياده ، همه از يكديگر مجزّا « 1 » است . هر راهى براى هريك از اين سه طبقه معين شده [ است ] . زير اشجار ، سندلىهاى « 2 » بىشمار و نيمكت‌هاى بسيار براى رفع خستگى مردم گذارده‌اند . قريب [ به ] « راويهء « 3 » باغ » ، سكوى مدوّرى است . هرروز ، از ساعت 7 الى ساعت 10 موزيكان مىنوازند . اشهر و اعرف جاهاى « لندن » ، همين باغ است . اطراف آن در عهد سلطنت « چارلس « 4 » دوم » ديوار آجرى داشت . در زمان « جورج چهارم » ، ديوار آجرى را برداشته ، معجر آهنى كار گذاشتند . خيلى جاى پاكيزه‌اى است . در فصل « لندن » و غير فصل ، اين‌جا تفرجگاه عامهء خلق است . خلاصه ، يك ساعت از ظهر گذشته ، رسيديم [ به ] منزل . بعد از شست‌وشوى بدن ، غذا خورده ، استراحت كردم . شب ، بعد از شام رفتم به « تماشاخانه » موسوم به « الحميره » . قريب [ به ] 80 نفر دختر ، جوراب‌هاى ساقه بلند تنگ و چسبان پوشيده ، با لباس « عربى » اول رقص كردند ، بعد مشق تفنگ كردند . يك دخترى در ميان آنها بود كه فقط نوك پنجه‌هاى پا را روى زمين گذارده ، مىرقصيد . گاهى روى پنجهء يك پا مىرقصيد و مىچرخيد . بعد از رقص و ساز ، كه فى الحقيقه خيلى تماشا داشت ، پرده افتاد . بعد از 5 دقيقه ، بلند شده ، يك نفر بازيگر آمده ، بازىهاى تردست خوب نشان مىداد . من جمله 3 گلوله در دست داشت . انواع [ و ] اقسام همه را به هوا مىانداخت . از زير پا مىگذراند ، بدون اينكه يكى را بگذارد به زمين بيفتد . بعد يك گيلاس پر از آب آورده ، روى دهنه يك بطرى گذاشت و روى سرش نهاد . گيلاس ديگرى پر از شراب روى زمين گذاشت . همين‌طور ايستاده ايستاده پوست سرش را به حركت درآورد . بطرى ، آهسته‌آهسته در ضمن مىرفت پائين ؛ تا

--> بزرگى است كه او را [ هايد ] پارك مىگويند و به قدر يك فرسخ دور آن باغ مىشود . اشجار آن باغ تماما درخت جنگلى است و خيابان‌ها و راهها در وسط آن باغ ترتيب داده‌اند و حوض‌ها و درياچه‌ها در هر گوشهء باغ ساخته‌اند و در هر موقع آن باغ ، باغچه‌هاى گلكارى ساخته‌اند و گل‌هاى رنگارنگ بسيار خوشگل كاشته‌اند . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 1 / 309 ) ( 1 ) . در اصل : مجزى ( 2 ) . منظور : صندلىهاى . ( 3 ) . راويه . توشه‌دان و مشك كه در آن آب باشد ، ظرف آب چرمى . در اين‌جا به معنى منبع آب است . ( 4 ) . منظور : چارلز دوم ( Charles II ) .