هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
523
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
قبول نمايند امنيت و استخلاص « اسلامبول » ، منوط و مربوط به داخلهء مملكت است ، نه به قيد و اطاعت دول خارجه درآمدن . مصالح امور داخلهاى كه مؤثر و از روى تديّن باشد ، اسباب جذب قلوب « دوستان » و « محبّان » زرنگ و غيور خارجه مىشوند . تدبير « روس » در « بسفور » همان طرحى است كه « ايگناتيف » ريخته ، يقين دارند اگر على قدر « 1 » الكنايه زورى بياورند ، « اسلامبول » تسليم محض است ، امّا وقتى كه به منتها ذروهء « 2 » كمال رسد ، به اين سهلى سر رضا و تسليم پيش نمىنهد . و اين فقره را نبايد در پردهء خفا پنهان كرد كه حتّى اگر تصرّف « اسلامبول » اسباب جنگ بشود ، ديگر دولت « عثمانى » ، كوركورانه اعتماد به مدد « انگلستان » نخواهد نمود . « پلتيكدانان » را مسلّم است كه وضع مهام امور دولت « عثمانى » ، چنان درهم و برهم و چنان هرجومرج است كه عنقريب زمانى مىرسد كه هردولت يا ملّتى كه بخواهد حفظ احترام خود را بكند ، ديگر با دولت « عثمانى » دم از « و داد » و « موافقت » نخواهد زد . بناء على هذا ، « 3 » بالفرض اگر دولت « عثمانى » را زوالى روى دهد ، ديگر دولت « انگليس » با امور پلتيكه مديترانه مداخلت نمىنمايد ، حتى اگر رشته تجارت با لوانت « 4 » هم ضرر دولت « انگليس » بشود . خلاصه ، دولت « انگليس » در « هندوستان » 000 ، 000 ، 50 « 5 » رعيّت مسلمان دارد ، كه از ساير طوايف خيلى شجاعتر و جنگجوترند ، و دولت « انگليس » كمال وثوق را به اينان دارد ، كه همينها دست تعدى « روس » را كوتاه خواهند كرد و هم دولت « انگليس » فراموش نكرده است ، كه همين طوايف بودند كه در سال 1857 مسيحى بر حسب امر خليفهء خويش « سلطان عبد الحميد » متحدا به حمايت « انگليس » درآمدند . و هر آينه ، اگر دست از آستين درنمىآورند ، خون تمام مردان و زنان سفيدپوست كه در « هندوستان » متوقف بودند ، ريخته مىشد . پدر بزرگوار مرحومم ، مكرر به من مىفرمودند كه : « حكم خليفه از « اسلامبول » ،
--> ( 1 ) . به ميزان ، به اندازه . ( 2 ) . بالاى هرچيز ، سر ، نوك ، كله ، بلندى . ( 3 ) . بنابراين . ( 4 ) . ( بخش شرقى مديترانه و جزاير آن ) Levant . ( 5 ) . در اصل : پنجاه ميليان