هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
522
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بالطبع « زرريز » و « حاصلخيز » است ترّقى مىكند ، و هم عموم خلق كه بالذّات « شجيع » و « هنرمند » و « سربراه » اند ، شكوهى پيدا مىكنند و كما فى السّابق مىتوانند از همه جهت امداد به دول معتبره « فرنگستان » رسانند . زمانى كه از « اسكندريه » براى « يونان » به كشتى نشستيم ، « معاهدهء انگليس و ترك » به نظر مىآمد كه فيصله يافته بود ، امّا به [ محض ] ورود به « اسلامبول » معلوم شد كه بعضى از شقوق ، « 1 » هنوز مهمل مانده ، تصفيه نشده بود . در مدّت يك ماه توقف من در « اسلامبول » ، حركات « فرانسه » و « روس » چنان ضدّ و مخالف شروط بود ، كه معاهدهء « سر هنرى ولف » به كلى عاطل و باطل گرديد . يحتمل در چنين حالت اين بطلان براى زمان آتيه ، اسباب اين شود كه اين 2 گروه مخالف زودتر گفتگوشان فيصله شود . سفراى كبار « نمسه » و « اتريش » و « ايتالى » به « سر هنرى رودلف » « 2 » و « سر ويليام ويت » كمك دادند ، امّا قسمى كه « موسيو مونتلو » به « اعليحضرت سلطان » سخن راند ، و فى نفس الامر « تهديدانه » بود و « اعليحضرت سلطان » پلتيكانه متحمل شد ، ولى وقتى خواهد آمد كه با دولت « جمهورى « 3 » فرانسه » ترك مودّت و موافقت كند . سلطانى كه قوّهء تميزشان خيلى بيش از « سلطان [ عبد ال ] حميد » است ، ممكن نيست به اين مسئله برنخورد كه از امتداد به عساكر دولتين « فرانسه » و « روس » هيچ انتفاعى به « اسلامبول » يا « مصر » نخواهد رسيد ، بلكه به عكس ، موجب نقصان و ضرر كلى خواهد شد . دولتين مزبورتين ، امروز در « فرنگستان » يكّه و تنها هستند و رايحهء خرابى و زوال به مشام هردو دولت مىرسد ، چه هريك زير بار قرض زياد و خرج لشكر حاضر ركابند ؛ و تقريبا هيچ اميدى ندارند [ كه ] بتوانند اداى قرض را بكنند يا لشكرى را نگاهدارى نمايند . اگر هريك از دولتين مذكورين ، در اين مائه « 4 » بدون انقلاب يا بدون تغيير حوادث ملّتى از ميدان جستند ، هيچ جهتى پيدا نخواهد كرد ، جز آنكه ملصق شده باشند به امنيت و عدم اسراف . در اين حالات ، « اعليحضرت سلطان » وثوق كامل پيدا مىكنند كه به سمع رضا
--> ( 1 ) . شكافها . ( 2 ) . در اصل : ولف ( 3 ) . در اصل : جمهور ( 4 ) . در اصل : ماهء ؛ بهمعناى قرن .