هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
514
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
قابل بود . براى ديدن هريك ، نيم ساعت وقت لازم است . از طرف ديگر گالرى بالا رفته ، داخل تالار بسيار بزرگى كه 16 ستون « سنگ سماق » داشت ، شديم ؛ يعنى در 4 موضع ، 4 ستون جنب يكديگر بود و گنبد بسيار بزرگى روى اينها به منزلهء سقف زده بودند . از وسط گنبد ، چهلچراغ عظيمى ، كه به نظر 300 لاله « 1 » مىخورد ، آويخته بود . از اينجا ديگر به جاهاى ديگر نرفتم ، زيرا كه وقت نبود و خسته هم شده بودم . پائين آمده ، سوار كشتى شده ، به طرف منزل راندم . روز سهشنبه ، هفتم [ شوال 1304 ه . ق . ] امروز به واسطهء نقاهت مزاج ، از منزل بيرون نرفتم ؛ و چون « چاپار » به طرف « هندوستان » عازم است ، بيشتر وقت را مصروف خطوط لازمه كردم . هوا خنك است . « اسماعيل حقى پاشاى نايب آجودان » آمده بودند ، برويم بعضى جاها را تماشا كنيم ، ولى كسالت مانع شد . تازهاى روى نداد . روز چهارشنبه ، هشتم [ شوال 1304 ه . ق . ] امروز هم مثل ديروز به سر رفت . تازهاى كه قابل نگارش باشد ، رخ ننمود . روز پنجشنبه ، نهم [ شوال 1304 ه . ق . ] بنا بود بروم [ به ] « اسلامبول » ، ولى نقاهت مزاج كه از پريروز باقى بود ، زياد شده ، مانع از رفتن شد . بعضى از همراهان ، اجازت حاصل نموده ، [ به ] شهر رفتند كه فردا را بروند به تماشاى كوكبهء اعليحضرت سلطان ، كه چگونه مسجد تشريف مىبرند . الحق ، قابل زيارت و تماشا است . روز جمعه ، دهم [ شوال 1304 ه . ق . ] طرف عصر ، چند نفر از آشنايان « اسلامبول » ، [ به ] بازديد آمده ، قدرى با آنها صحبت شد . بعد از رفتن ايشان ، رفتم منزل « لرد دنمور » . ساعتى هم با مشار اليه و زوجهشان صحبت كرده ، [ به ] منزل مراجعت شد . روز شنبه ، [ يازدهم « 2 » شوال 1304 ه . ق . ]
--> ( 1 ) . نوعى چراغ ، شمعدانى كه كاسهء بلور دارد . ( 2 ) . در اصل : شانزدهم ، كه اشتباه است .