هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
515
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
امروز بنا بود برويم به جزيرهء « بيرينكيپو » ، « 1 » كه اعظم و باشكوهتر از 3 جزيرهء ديگر « ايل دوپرنس » « 2 » است . دو سه فرسخى « اسلامبول » ، 4 جزيره است موسوم به « ايل دوپرنس » . « 3 » چون بسيار هواى مفرح خنكى دارد ، مردم براى تفرج در اين جزاير مىروند . من و همراهان هم 3 ساعت از روز بالا آمده ، به كشتى نشسته ، راه افتاديم . « لرد دنمور » در كشتى ديگر رفت ، كه بعضى از موعودين را همراه بردارد . من هم با همراهان خود در قايق نشسته ، بعضى از مهمانان كه من جمله جناب « معين الملك » و « ميرزا جواد خان مستشار » « 4 » و دختران ايلچى « بلجيوم » « 5 » و غيره بودند ، برداشته ، راه افتاديم . تا زمانى كه از « بسفور » خارج نشده بوديم ، دريا صاف و كشتى بىحركت [ بود ] ، امّا وقتى كه داخل « بحر مارمارا » « 6 » شديم ، هوا توفانى شده ، كشتى را به تلاطم انداخت و متّصل آب از يك طرف كشتى داخل شده ، از طرف ديگر بيرون مىرفت و لطمات آب به سر و صورت و لباس مىريخت . اكثر همراهان را را واهمه برداشت كه مبادا كار از « وضو » گذشته ، به « غسل » برسد ، امّا الحمد لله يك ساعت از ظهر گذشته ، به سلامت به جزيرهء مذكور رسيد .
--> ( 1 ) . عبد الحسين شيبانى وحيد الملك در 1 سپتامبر 1916 م . آن را فرانكىپو ناميده و مىگويد : « چهار قطعه جزيره يكى پس از ديگرى به فاصلهء نيم كيلومتر از همديگر اين جزاير را تشكيل مىدهد . بزرگترين آنها را فرانكىپو و به زبان تركى آته مىنامند و تقريبا دور تا دور آن 6 كيلومتر است . » ( خاطرات مهاجرت ، 132 ) ( 2 ) . به اين جزاير امروزه ( Princes islands ) ( جزاير پرنسس يا ايل دوپرنس ) مىگويند و شامل Kizil Adalar ( جزيره غزل يا كيزيل ) و Burgaz Adasi و Heybeli Adasi و Buyukada ( جزيره بزرگ ) و جزيره كوچك Pide Adasi است . ( 3 ) . حاجى پيرزاده ، در سال 1304 ه . ق . او را ديده و مىگويد : « مستشار اول سفارت سنيهء ايران سركار فخامت شعار آقا ميرزا جواد خان سرتيپ مىباشند كه داراى كمالات عديده و صفات پسنديده و اخلاق حميده مىباشند و زبان فرانسه را كاملا مىدانند و نيز روسى را خوب مىدانند و زبان تركى عثمانى را خوب تكلم مىنمايند و مىنويسند و مىخوانند و الحق بسيار خوشاحوال و خوشمشرب و شيرينكلا مىباشند و كارها و امورات سپرده به ايشان كمال انتظام را دارد و با مردم خارجه يعنى فرنگىهاى خيلى خوب و به قاعدهء خودشان آميزش و ملاقات و پذيرائى مىنمايند . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 2 / 83 ) ( 4 ) . فرستاده ، رسول ، سفير . ( 5 ) . بلژيك ( Belgium ) كه بلجيك هم آمده است و به صورتهاى Belgique يا Belgic يا Belgie هم نوشته مىشود . ( 6 ) . درياى مرمره ( به فرانسوى Marmara مارمارا ) . نام قديمى آن پرپنتيد است .