هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

511

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

طرف دست چپ بالاخانه ، قفسه‌هاى متعدد بود كه صورت سلاطين قديم « روم » را با همان لباس و جيغه و جواهرى كه داشتند ، جاى داده‌اند . همه ، عمامه‌هاى سفيد بزرگ بر سر بسته بودند . قفسهء اول ، صورت « سلطان سليم » بود . لباس زنّاردوزى بلند دربر و خنجر مرصّعى به كمر زده بود . بعد از آن ، « سلطان بايزيد خان ثانى » و « سلطان محمد خان ثانى » و « سلطان سليمان خان اول » ، با جيغه بلند مرصّع و « سلطان سليم خان ثانى » با خنجرى مرصّع و « سلطان احمد خان اول » با لباس جواهردوز ، و قس على هذا . روى جيغه « سليمان خان ثانى » ، 2 زمرّد در طرفين و يك ياقوت در وسط بود ، كه هر يك از تخم كبوتر درشت‌تر بودند . لباس « سلطان محمود خان ثانى » شبيه بود به لباس فرنگيان . از اينها كه رد شديم ، قفسه‌هاى ديگر [ ى ] بود كه ساعت‌هاى بزرگ گنبددار و شمشيرها و سپرهاى طلا و تفنگ‌ها و تپانچه‌هاى « 1 » جواهرنشان را پشت آينه‌ها چيده بودند . جاى ديگر ، جعبهء بزرگ زنانه جواهرنشان و تنگ آبخورى مرصّع و سرچپق‌هاى كهرباى جواهرنشان ، قاشق‌هاى صدف ، آفتابه‌هاى « 2 » مرصّع ، دسته چپق‌هاى مكلّل به جواهرات گوناگون ، « آلات فراموش‌خانه « 3 » از طلا » ، اسباب‌هاى عاج و ظروف چينى و قهوه‌خورى مرصّع خيلى نفيس و پاكيزه ديده شد . بعد از تماشاى زياد رفتيم به كتابخانه ، كه در جنب خزينه واقع است . 000 ، 100 كتاب « عربى » و « تركى » و « فارسى » [ دارد ] . همه را به ترتيب ، پشت قفسه‌هاى بلور چيده بودند . كتابى « 4 » خطى ديده شد موسوم به « سته عطار » ، كه مشتمل بود بر « شاهنامه » و « ليلىنامه » و « يوسف [ و ] زليخا » و غيره . حجم كتاب ، منتها يك اصبع و نيم ، طولش 6 اصبع و عرضش 4 اصبع بود ، اما وزنش تقريبا بيش از 20 رطل « 5 » به‌نظر آمد .

--> ( 1 ) . تفنگ كوچك را تپانچه مىگويند كه در واقع غلط مشهور است و بايد تفنگچه مىگفتند ، رولور . ( 2 ) . در اصل : آفتابهاى ( 3 ) . فراماسونرى . شايد هم اسباب شكنجه بوده است . در دوران ساسانيان محل نگهدارى زندانيان سياسى را « انوشبرد » يا « زندان فراموشى » مىگفتند . ( 4 ) . در اصل : كتاب ( 5 ) . نيم من ، 12 اوقيه ، 480 درهم . به تركى « باتمان » و در فارسى « من » مىگويند . در اصطلاح كاغذفروشان 6 / 1 من تبريز است .