هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
512
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
از آنجا بيرون آمده ، رفتيم به « ينگى « 1 » كوشك » ، كه مشرف به بحر و لنگرگاه است . بسيار خوشمنظر و باصفا بود . چپقهاى بلند ، كه هريك 2 ذرع طول داشت و همه امزيكها « 2 » كهرباى مرصع بود . آوردند ، قدرى كشيديم . بعد ، شربت و قهوه آوردند . چون جاى باصفايى بود ، قدرى نشسته ، بعد از نيم ساعت رفتيم به تماشاى « عمارت سلطان مراد چهارم . » تمام دروب ، خاتم و صدفكارى بود . گنبد قشنگ كاشيكارى ، روى تالار وسط زده بودند . اطرافش همه آيات « قرآن مجيد » بود . تمام ستونها از « سنگ مرمر » [ بود ] . بالاى مدخل به خط جلى نوشته بود : [ بيت ] گشاده باد به دولت هميشه اين درگاه * به حق اشهدوا انّ لا إله الّا اللّه بعد ، بيرون آمده ، از پهلوى مسجدى كه موسوم است به « مسجد سعادت » ، رد شديم . درش مقفّل بود . گفتند : كليدش نزد شخص سلطان بايد باشد ، زيرا كه « خرقه « 3 » حضرت پيغمبر خاتم النبييّن » عليه آلاف التحيه و الثناء « 4 » - در اين مسجد است . سالى يك دفعه ، روز پانزدهم شهر رمضان ، درب اين مسجد را باز مىكنند . اعليحضرت سلطان ، آن روز اينجا نماز مىگذارند . بيرون مسجد ، خيلى باصفا بود . بعد از تماشاى بسيار ، به مهمانخانه مراجعت شد . قدرى نشسته و چاى خورده ، به طرف « بيوكدره » راه افتاديم ؛ يعنى با كالسكه تا اسكله آمده ، از آنجا به كشتى نشستيم . عمارت « دلمه باغچه » ، كنار دريا و سر راه است . ميل كردم آنجا را تماشا كنم . كشتى
--> ( 1 ) . Kus ? luk Ve Senat Galerisi . كه معمولا از 5 / 9 صبح تا 4 عصر ( غير از دوشنبه و سهشنبه ) براى بازديد عموم دائر است و آثار سه قرن 19 و 20 ميلادى امپراتورى عثمانى را دربر مىگيرد . ( Turkey , ( 172 ( 2 ) . آمزيك ، چوب سيگار ، در بعضى از نقاط از آذربايجان و تركيه متداول است . آلتى از چوب يا سفال كه سيگار در سر آن كنند و بكشند ، سر سيگار . ( 3 ) . جامه . جامهء پارينه و كهنه پارهء دوخته . در بسيارى از شهرهاى اسلامى تركيه و سوريه و مصر و هند ( بخشهاى مسلماننشين ) ادعا دارند كه مو ، ناخن يا لباس پيامبر مسلمانان را نگهدارى مىكنند . ( 4 ) . بر او باد هزاران درود و ثنا و سپاس .