هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
510
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
خوب داشت ، گذشتيم . قريب نيم ساعت طول كشيد تا رسيديم به خزانه . اينجا عمارتى بوده ، از عمارات دولتى ، موسوم به « عرض اداسى « 1 » » . حال به واسطهء استحكامى كه دارد ، مخزن كردهاند . داخل خزانه كه شديم ، در وسط « تخت طلايى » بود مكلّل به « درّ آبدار » و « زمرّد » و « يواقيت » بىشمار . گفتند : « تخت شاه اسماعيل ، سلطان ايران » است ، كه در سال 1514 عيسوى ، دولت « عثمانى » بعد از آنكه « ايرانى » را مغلوب نمود ، اين تخت را به تصرف درآورد . چهار پايه داشت . پشتى مرواريددوزى روى آن نهاده بودند . در قفسهء ظروف جواهرنشان و آلات و ادوات حرب و گرزهاى مرصّع و جيقههاى « 2 » طلاى جواهرنشان و كلاه خود و قلمدانها و قوطىها و تنگهاى متعدد ، همه مرصّع و مكلّل به جواهر ، زياد ديده شد . در يك طرف ، تمثال « سلطان عبد العزيز خان » را از چدن ، مجسم و پاكيزه ريخته بودند . سكّههاى قديم « طلا » و « نقره » و « مس » ، كه همه در ظروف جداگانه ، پشت آينههاى بلور چيده بودند ، زياد ديده شد . تسبيحهاى « مرجان » و « يشم » و « ياقوت » و پارچههاى زناردوزى ، « 3 » ظروف چاىخورى مرصّع و غيره ، در قفسهء ديگر نهاده بودند . چندين ساعت وقت لازم دارد كه شخص بتوانند يكيك همه را ببيند . طرف راست مدخل پله مىخورد مىرود [ به ] بالاخانه . اينجا مخزن تفنگهاى صدفنشان و مرصّع و زره و كلاه خود طلا و دستانه « 4 » مرصّع و گلدانهاى چينى خيلى قديم ، كه هريك به قدر خمرهاى است . 8 ساعت طلايى ، روى فيلى از فولاد ديده شد . گفتند : در سال 1638 مسيحى ، از « سلطان مراد بغدادى » گرفته شده [ است ] .
--> ( 1 ) . عرض ( ارض ) اداسى ( Arz odasi ) . در كنار باب سعادت ( Bab - i - Saadat ) واقع شده است و بسيار ديدنى است . در گذشته پادشاهان عثمانى در اين عمارت سفرا را به حضور مىپذيرفتند . موزهء سلاح و ابزار آلات نظامى آن در دنيا معروف است . ( 130 - 129 ، ( Turkey ( 2 ) . جيغه ، جغه ، زيورى مرصع كه سلاطين و امرا بر سر مىگذاشتند . ( 3 ) . از يونانى « زونارى » ( Z - ona ? ri ) يا از يونانى قديم « زوناريون » ( Zona ? rion ) و مصغر « زونه » ( Zo ? ne ? ) است . هر رشته را مىگويند . ريسمانى به ستبرى انگشت از ابريشم كه آن را بر كمر مىبندند . مسيحيان نيز بر كمر مىبندند . ( 4 ) . النگو .