هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

509

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

خليجى موسوم به « استينا » ، « 1 » در امتداد « بسفور » واقع است . بسيار جاى باصفايى است . « 2 » تمام سفراى خارجه ، به استثناى سفير كبير دولت بهيه « انگليس » - كه عليل بود - حضور داشتند . سفير « ايران » ، خانهء آراسته و اسبابى منقح و پيراسته دارند . بعد از صرف شام ، كه واقعا بسيار خوب بود ، و مركب بود از اغذيهء « فرنگى » و « ترك » و « ايرانى » ، [ به ] بالاخانه رفته ، مشغول صحبت و تماشاى پرده‌هاى « روغنى » و « آبى » ، « 3 » كه اغلبشان كار استادان ماهر « فرنگ » بود ، شديم . نصف شب « سوپه » ، كه عبارت از اشربه و حلويّات و ميوه‌جات باشد ، حاضر كرده بودند ، قدرى صرف شده ، مجلس برهم خورده ، [ به ] منزل آمده ، خوابيدم . روز دوشنبه ، ششم [ شوال 1304 ه . ق . ] ديروز از جانب اعليحضرت سلطان ، حكمى نفاذ يافته « 4 » بود كه خزانه را - كه مخزن آلات و جواهرات قديمه و غنيمه « 5 » است - باز نموده ، من بروم تماشا كنم . 2 ساعت قبل از ظهر ، به قايق نشسته ، راه افتاديم . « لرد دنمور » و صبيه‌اش ، سفير « يونان » با زوجه‌اش ، و همهء همراهان من ، همراه بودند . از پهلوى عمارت « دلمه باغچه » گذشتيم . « 6 » « اسماعيل حقى پاشا » ، در آنجا منتظر بودند . با ما ملحق شده ، به خط مستقيم رفتيم [ به ] مهمان‌خانه [ اى ] كه در « پرا » واقع است براى نهار . پس از صرف غذا ، از ميان كوچه‌هاى سرازير و سربالا ، كه طرفين دكاكين مرغوب

--> ( 1 ) . ( ترك‌ها آن را بغاز مىگويند ) Istinye Golf ( 2 ) . حاجى پيرزاده ، به مدت يك هفته هم‌زمان با « عماد السلطنه » ، در اين مكان اقامت داشته و مىگويد : « يالى جناب معين الملك در موقع اميركان است ، نزديك يالى « اسماعيل پاشا » خديو مصر . الحق جناب معين الملك منزل يالى را بسيار خوب و مزين و عالى و بزرگ ساخته‌اند ، اندرونى و باغچهء اندرونى و گل‌كارىهاى خوب و سنگ‌فرش‌هاى الوان و كوشك مرتفع و منزلگاه براى اتباع سفارت و مبل و پرده‌ها و اسباب‌هاى بسيار مزين قيمتى براى عمارت يالى ترتيب داده‌اند . . . ساير سفراى خارجه چنان عمارت باصفايى در اسلامبول خاصه در كنار بغاز [ خليج ] ندارند و چنان اتفاق افتاد كه هواى اين موضع يالى جناب معين الملك از اكثر يالى و موضع‌هاى ديگر بغاز خوش‌هواتر و بهتر است . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 2 / 79 ) ( 3 ) . آبرنگ . ( 4 ) . نفاذ يافتن : نافذ شدن ، جارى شدن . ( 5 ) . غنيمت ، رسيدن به پيروزى يا چيزى بدون زحمت و دسترنج ، زياد ، بسيار گران‌بها . ( 6 ) . Dolmabahe ? Palace .