هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

508

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بروم ، گفتم فردا بيايند « بيوك‌دره » . من از حضور سلطان كه بيرون آمدم ، رفتم [ به ] مهمان‌خانه ، چاى خورده ، بعد بلافاصله شتافتم به طرف « بيوك‌دره » براى تغيير لباس ، زيرا كه امشب در خانهء جناب « سر ويليام ويت » مجلس باله‌اى براى تبريك جشن پنجاهم سال سلطنت عليا حضرت ملكه معظمه - دامته شوكتها - داده مىشود . بعد از شام رفتم . همراهان همه بودند . تمام در و ديوار را چراغان كرده ، آتش بازى رنگارنگى بالاى تلّى كه مشرف به سفارت بود ، چيده بودند . قريب 600 ، 700 نفر از زن و مرد ، مسلمان و فرنگى ، ترك و عجم ، غريب و بومى ، با البسه‌اى نفيس و نشان‌هاى مختلف ، خنده‌كنان و كف‌زنان ، در وجد و سماع ، ايستاده و نشسته ، متحرك و ساكن ، مشغول صحبت و عشرت بودند . بسيار خوب مجلسى بود . اهل مجلس به يكديگر تهنيت و مبارك‌باد مىگفتند . ساعت 12 [ شب ] ، سوپه خبر كردند انواع [ و ] اقسام اشربه و اغذيه و فواكه « 1 » و حلويّات « 2 » بر ميزهاى متعدد چيده بودند . تا يك ساعت از نصف شب گذشته ، مجلس گرم بود . بعد ، كم‌كم مدعوين رفتند . من هم [ به ] منزل مراجعت كرده ، خوابيدم . روز شنبه ، چهارم [ شوال 1304 ه . ق . ] امروز ، مزاجم چندان سالم نبود . انسب « 3 » چنان دانستم [ كه ] منزل بمانم . هوا خنك است ، اما مىگويند شهر گرم است . بعد از ظهر ، « اسماعيل حقى پاشا » آمده بودند برويم بعضى جاها را تماشا كنيم . چون حالم خوب نبود ، قرار به روز « دوشنبه » - كه پس‌فردا باشد - داده شد . روز يك‌شنبه ، پنجم شهر شوال [ 1304 ه . ق . ] كسالت ديروز ، تا ظهر باقى بود . از ظهر به آن طرف ، بهتر شد . امشب را منزل جناب « ميرزا محسن خان معين الملك » ، سفير كبير دولت عليه « ايران » ، موعود هستم . بعد از مغرب ، كشتى آوردند ، رفتم [ به ] خانهء ايشان ، [ كه در ] كنار

--> ( 1 ) . ميوه‌جات ، ميوه‌ها . ( 2 ) . شيرينىها ، شيرينىجات . ( 3 ) . مناسب‌تر .