هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
491
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و مىفرستند ، مگر با كسى كه واقعا دوست و متحد باشند . عكس مرا هم پادشاه خواسته بودند . چون همراه نداشتم ، وعده كردم از « لندن » بفرستم . طرف مغرب ، باز سرتيپ مذكور از طرف پادشاه آمده ، خداحافظى « 1 » كردند و گفتند : « پادشاه فرمودهاند هر خدمتى داريد ، رجوع نمائيد » . اظهار تشكر كرده ، گفتم : « عرض كنيد چندان توقفى اينجا نخواهم كرد . اگر زحمتى باشد ، البته به اعليحضرت ايشان عرض خواهد شد . » اگر چشم از « علم » و « بصيرت » « يونانيان » بپوشيم ، خاك « يونان » چندان حصهء « 2 » خوبى از عالم نبرده [ است ] ، چه ، همه پر از شن و ريگ ، و اطراف ملك پر است از تپه و دمن . و فى الحقيقه جاى تعجب است كه چطور 000 ، 000 ، 4 « 3 » « ليره » از اين ملك « ماليات » جمع مىشود . بيشترش از گمرك « شراب » و « اقمشه » خارج جمع مىشود . مملكت « حيدرآباد » كه « زراعت » و « فلاحت » و « معدنياتش » بيشتر است بالنسبه به « يونان » ، از 000 ، 000 ، 9 « 4 » جمعيّت ، ما 000 ، 000 ، 4 « 5 » « ليره » جمع مىكنيم « 6 » و در « يونان » 000 ، 000 ، 4 « 7 » « ليره » از 000 ، 000 ، 2 « 8 » جمعيت جمع مىشود . « يونان » هم مثل « مصر » « قرض ملتى » زياد دارد ، و بيشتر به خارجه مديون است . دولت « يونان » 000 ، 000 ، 20 « 9 » « ليره » قرض كرد براى « ابتياع جهازات جنگى » و « تدارك عسكر حاضر ركاب » . اگر جهازات فروخته شود و لشكر موقوف ، فقط عارضه [ اى ] كه به « يونان » دست مىدهد ، از جلالش كاسته مىشود . شايستهء « يونانيان » نيست ملاحظه ننمايند كه محافظت ملك آنها بسته به « عسكر نظامى » آنها نيست ، بلكه عزم جزم دول معتبره است كه آنها را از ظلم و تعدى دولت خارجه محفوظ [ مى ] نمايد . خلاصه ، گمان من اين است كه اشعار « يونانى » و موهوماتش و « تاريخ يونان » ، كه عموما در مدارس « فرنگستان » آموخته مىشود ، سبب اين شده است كه ملل « فرنگ » ، پيوسته خيالشان مصروف « يونان » است و شايد هنوز نيز مردان توانا و زنان زيبا در ملك مزبور پيدا شود .
--> ( 1 ) . در اصل : خداحافظ ( 2 ) . بخش ، سهم ، بهره . ( 3 ) . در اصل : چهار ميليان ( 4 ) . در اصل : نه ميليان ( 5 ) . در اصل : چهار ميليان ( 6 ) . در اصل : مىكن ( 7 ) . در اصل : چهار ميليان ( 8 ) . در اصل : دو ميليان ( 9 ) . در اصل : بيست ميليان