هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

492

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در « هندوستان » ، خيال ما چندان متوجه « يونان » نيست . فقط چيزى كه به كار ما مىآيد ، در « تاريخ يونان » ، حكايت جنگ‌هاى پىدرپى است ، كه سوابق ايام ، مكرر با بعضى از حكام غربى « ايران » روى مىداد . حكايت و شرح اين جنگ‌هاى پرافسانه ، هنوز جزو كتب و تواريخ معتبر محسوب مىشود . باوجود تاريخ پلتكيّهء جديد ، « جنگ مراتان » « 1 » ، نه به كار استقامت و پايدارى حكومت « يونان » مىخورد ، و نه مفيد « امنيت » و « آسايش » فرنگستان است . مذكور است كه 000 ، 10 لشكر « يونانى » ، 000 ، 100 عسكر « ايرانى » را در « مراتان » نيست و نابود كردند . پس ، حالا چرا كه « يونان » 000 ، 20 لشكر دارد ، به « اسلامبول » يورش نمىبرد ؟ از آنجايى كه در تمام مدارس « فرنگ » ، تواريخ و كتب « يونان » خيلى اهميت پيدا كرده ؛ بدون شك « يونان » را از وضع حاليه كه دارد ، به خيال كج انداخته [ است ] . ابتر « 2 » از اين ، اينكه مدّبرين و ارباب سياست « فرنگستان » ، به نوعى قلوبشان بستگى به اين كتب پيدا كرده ، كه بيش از « احتياج » است . و « آزادى » و « حرّيت » « يونانيان » را بيشتر از آنچه هست ، تصور مىنمايند . اگر جوانان « انگليس » كمتر متوجه اين كتب بشوند ، براى « انگلستان » ابترى حاصل نمىشود ؛ بلكه براى « يونان » بهتر است . خلاصه ، برويم سر « روزنامهء يوميّه . » روز دوشنبه ، چهاردهم [ رمضان 1304 ه . ق . ] تا نهار ، تازه‌اى رخ ننمود . بعد از ظهر ، جناب « تريكوبى صدر اعظم » ، [ به ] بازديد تشريف آوردند . چون بىخبر تشريف آورده بودند و من لباس را كنده بودم ، نخواستم تا لباس مىپوشم ، ايشان معطل شوند . لهذا ، نامشان را گذارده ، معاودت فرمودند . شب ، من و همراهان ، در يك مهمان‌خانه كه 10 ميلى شهر است ، مهمان « ميستر كرو » ، نايب اول سفارت بوديم . اوّل بنا بود با « راه‌آهن » برويم ، چون گفتند با « كالسكهء اسبى » بيش از يك ساعت و ربع راه نيست ، انسب آن دانستم با كالسكهء اسبى بروم ، كه هم گردش شده باشد و هم به تأمل تماشاى درودشت را بكنم .

--> ( 1 ) . ماراتون ، ماراتن ( Marathon ) ، در 4 كيلومترى آتن كه فرمانده سپاه يونان در سال 490 ق . بر سپاه داريوش اول هخامنشى پيروز شد . ( 2 ) . منظور : بدتر ، بتر .