هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
490
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ايستاده بودند . من و همراهان را هدايت كرده ، رفتيم به اتاق كوچكى . هنوز ننشسته بوديم كه خبر آوردند اعليحضرت پادشاه ، منتظرند . رفتيم [ به ] اتاق ايشان . تا وسط اتاق تشريف آوردند . لباس رسمى پوشيده بودند . دو نشان به سينه نصب و دو [ تا ] به گردن آويخته بودند . دست داده نشستيم . صحبتهاى مختلف در ميان آمد . سبب استعفاى وزارت مرا پرسيدند ، عرض كردم : « به واسطهء نقاهت مزاج بود . » زمان وزارت سركار مرحوم ابوى را پرسيدند كه : « چقدر طول كشيد ؟ » عرض كردم : « 32 سال » . و « زمان وزارت مرا » نيز سؤال كردند . عرض كردم : « 4 سال و نيم . » از اين قبيل سخنها زياد شد . فرمودند : « روز پنجشنبه آتيه ، براى تماشاى « جوبيلى » و مباركبادى اين جشن سعيد ، به « لندن » تشريف مىبرند . » بعد ، برخاسته ، دست داده ، بيرون آمدم . با همراهان نيز دست داده ، اظهار مرحمت فرموده ، مرخص شديم . اعليحضرت پادشاه ، به قدرى « حسن پسنديده » و « خلق برگزيدهاى » دارند ، كه عامهء رعايا و برايا ، « 1 » شب و روز به دعاگويى وجود ذىجود ايشان اشتغال دارند به نوعى در قلوب خلق ، از « وضيع » و « شريف » « 2 » و « صغير » و « كبير » ، « اناث » و « ذكور » ، رسوخ پيدا كرده [ است ] ، كه هيچ سلطان خارجه ، امروز در « يونان » ، به جز شخص ايشان نمىتواند بر مسند سلطنت قرار گيرد . اعليحضرت سلطان ، كه وارث تاج و تخت هستند ، فقط رعيت حقشناسى و دولتخواهى دارد ، بلكه بالطبع ميل و محبت خاصى نسبت به پادشاهشان دارند . وقتى كه با اعليحضرت پادشاه صحبت مىداشتم ، در ضمن ، يك قطعه عكس ايشان را خواهش نمودم . وعده فرمودند طرف عصر بفرستند . 3 ساعت از ظهر گذشته ، « ميستر اتميوس حاجى پطروس » ، سرتيپ توپخانه ، كه هم « نايب آجودان » است ، دو قطعه عكس ، يكى بزرگ و يكى كوچك ، كه با دستخط مبارك ، نامشان را زير هردو نوشته بودند ، براى يادگار آوردند . از قرار گفتهء سرتيپ مذكور ، پادشاه كمتر نام خودشان [ را ] روى عكس مىنويسند
--> ( 1 ) . آفريدگان ، جمع برئة . ( 2 ) . وضيع و شريف . كس و ناكس . عالى و دانى . مردم پرمايه و فرومايه .