هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
489
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
هستند كه رئيس ادارات مهمهء « فرنگستان » بشوند . شباهت تامى به « پرنس بيزمارك » « 1 » دارند . خيلى « مستقيم الرأى » و « يكرو » و « درست قول » هستند . مىخواستند اين 000 ، 000 ، 5 [ ليره ] « 2 » قرض را زود گرفته ، تمام قروض « يونان » را يكجا و يكى كنند . مىگفتند : اگر « يونان » خود را از منازعات و مناظرات خارجه دور نگاه دارد ، اميد قوى است كه آتيه ملك « يونان » ترقى بكند . رشتهء صحبت به اينجا كشيد كه « ملازمين قلمى از روى چه قاعده انتخاب مىشوند ؟ » ، گفتند : « بىامتحان خدمت مىدهند . اگرچه خالى از نقص نيست ، و پيوسته معرض غيبت و كنايت است ؛ اما روى هم رفته ، اسهل است از رسمى كه بايد امتحان بدهند تا مصدر كارى بشوند . محض اينكه داخل خدمت دولت شوند ، لازم است از امتحان « ماتريكيولش » « 3 » تمام عيار بيرون آيند . بعد ، بدون امتحان ، درجهء بالاتر خدمت به آنها دادن ، مناسبتر مىنمايد . و ديگر آنكه « وزير كامكار » آن نيست كه بيشتر كار بكند و زحمت بكشد ، و كوشش كند تمام امور دولت را به نفس نفيس صورت بدهد ، بلكه هركس كه كوشش كند كه زودتر انتخاب شود ، او « وزير » است و اين نوع « وزارت موقّتى » ، اعتبارش كمتر است از منصب صاحب منصبان زيردست مستقل . اگر براى انتخاب شدن به وزارت ، فقط متكى باشيم به امتحان دادن ، بىفايده است و هيچ حاصلى نمىبخشد ، جز آنكه علم آدم را سست و بىاعتبار كند . » خلاصه ، صحبتهاى شيرين در ميان آمد . بعد ايشان تشريف بردند ، رفتم سر نهار . 2 ساعت از ظهر گذشته ، « ميستر كرو » به منزل آمده ، حسب المقرر رفتيم خدمت اعليحضرت اقدس همايون « جورج شاه » . « ميستر فرون » ، « ميرزا طفيل على بيك خان » و « ميرزا اسماعيل خان » همراه بودند . همه لباس رسمى پوشيده بوديم . وقتى كه از كالسكه پياده شديم ، 2 نفر « نايب آجودان » ، با لباس رسمى ، دم در
--> ( 1 ) . منظور : بيسمارك . ( Otto Von Bismarck ) ، سياستمدار آلمانى و بنيانگذار امپراتورى آلمان . ( 2 ) . در اصل : پنج ميليان ( 3 ) . بهنظر مىرسد در اصل Martriculate ، ثبتنام ، نامنويسى كردن ، پذيرفتن و قبول شدن ( در دانشگاه ) باشد يا Matriculation ، ورود يا نامنويسى در دانشگاه است .