هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
443
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مقدمه مؤلف هرگونه ترقى كه در اين عصر از سفر دست مىدهد ، شوق مسافرت ممالك دور و دراز است ؛ مخصوصا اشخاصى كه نصيبشان شده است ؛ در جرگهء رعاياى دولت بهيهء « 1 » « انگليس » انتظام يابند ، از دنيا « 2 » فايدهء عظيمى در طى مسافرت حاصل مىكنند . چه ، به هر ديار گذر كنيم ، علاوه بر تماشاى اماكن خوشنما و مناظر باصفا ، مىبينم همه در تصرف خودمان است ، اعلام ظفر فرجام ما ، همهجا ، در بحر و برّ برپا است . پس اگر براى هر قوم مسافرت عالم « سهل » ، و اسباب « ترقّى » و « تربيت » باشد ، براى رعاياى « عليا حضرت ملكهء معظمه » « اسهل » « 3 » و « انفع » « 4 » است ؛ اين است كه ما در « مسافرت » و « سياحت » ، گوى سبقت از تمام ملل روى زمين بردهايم . چون به واسطهء علّتى از علائل ، « 5 » از « وزارت مملكت حيدرآباد دكن » استعفا نمودم ، فراغتى حاصل شد كه يك دفعهء ديگر از ديدار « فرنگستان » حظّى ببرم . 5 سال « 6 » قبل ، قريب [ به ] سن 19 سالگى ، چند ماهى در « انگلستان » به سر بردم . چون حالا چند سال از آن زمان گذشته و بر تجارب و آزمايش من افزوده شده ، بيشتر قدر آن چيزها را - كه آن وقت ديدهام - خواهم دانست .
--> ( 1 ) . تأنيث بهى ، بهمعناى روشن و تابان . لقب دولت پروس در وزارت خارجه ايران « بهيه » و سنيّه براى انگليس بوده است ، اما گاه براى انگليس هم « بهيه » به كار مىرفته است . ( 2 ) . بعد از حرف « د » ، حرف دوم ناخوانا است . احتمالا « ن » است . ( 3 ) . آسانتر ، سهلتر . ( 4 ) . نافعتر ، سودمندتر ، بافايدهتر ، سزاوارتر . ( 5 ) . علتها ، دلايل . ( 6 ) . در اصل : پنجسال سال