هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

421

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

جنازهء او را با كمال احترام برداشتند و در دو جانب خيابان‌ها ، سپاه ايستاد و از كثرت مردم ، راه عبور بسته شده بود ؛ برخى گريه مىكردند و يك حالت افسردگى در همه سو احساس مىشد . « مولوى نياز حسن » بر جنازه نماز خواند و در گورستان مير به خاك سپرده شد . » « 1 » بسيارى از مورخان بر اين باورند كه از همان زمان ، منصب « وزارت » و « صدارت » كشور « حيدرآباد دكن » به فرزند جوانش « مير لايق على خان » سپرده شد ؛ و دليل اين امر را اعتقاد راسخ « مير محبوب على خان » به لياقت و كاردانى پدرش بوده است ؛ و در ضمن ، ظاهرا شغل « نخست‌وزيرى » در اين خاندان موروثى بوده است . « عباس مهرين شوشترى » ، كه خود در « هند » نشو و نما يافته ، و دوران « آصف‌جاهيان » را درك نموده است ، بر اين باور است كه پس از مرگ « مختار الملك » ، هرج‌ومرج در اين كشور ايجاد شده و نمايندهء فرماندارى انگليس يعنى « سر بيلى » « 2 » در سال 1883 م . / 1300 ه . ق . شوراى مشورتى از سران اين منطقه ايجاد كرد و رياست آن را برعهدهء « مير محبوب على خان » ، كه تنها 17 سال سن داشت ، قرار داد . اعضاى اين شورا يا مجلس مشورتى عبارت بودند از : 1 . نواب مير لايق على خان 2 . نواب بشير الدوله 3 . نواب خورشيدجاه 4 . پيشكار 5 . فخر الملك 6 . راجه سيوراج . اين شورا ، يك سال ، كم‌وبيش به فعاليت اشتغال داشت و به دليل اعتياد پيشكار و رشوه‌خوارى و بىكفايتى او ، اوضاع پايتخت نابسامان گرديد ، به حدى كه فرماندار كل انگليس در هند ، يعنى « لرد جرج ناتانيل كرزن » ، تصميم گرفت « نظام » جوان را بر تخت سلطنت نشاند و به اين نابسامانى در دستگاه سياسى و ادارى كشور خاتمه دهد . ماجراى واگذارى كامل قدرت‌هاى اجرايى و مالى « حيدرآباد دكن » در سال 1301 ه . ق . / 1884 م . « 3 » را به تفصيل بيان كرده‌اند : « . . . شهر را زينت دادند و خيابان‌ها را آراستند و بر ساختمان‌ها چراغانى كردند و

--> ( 1 ) . تاريخ زبان و ادبيات ايران در خارج ايران ، 50 . ( 2 ) . شايد اين سر بيلى ( Ser Beily ) ، همان « جيمز بيلى فريزر » ، نويسنده و جهانگرد معروف و نويسنده كتاب سفر زمستانى باشد . ( 3 ) . مجتبى كرمى به اشتباه 1303 ه . ق . / 1885 م . نوشته است . ( نگاهى به تاريخ حيدرآباد دكن ، 106 )