هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
417
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
حكومت مىكردند ، تأسيس شد . وى در سيزدهمين سال حكومتش ، يعنى سال 1000 ه . ق . / 1591 م . فرمان بناى اين شهر را صادر كرد . تا اين زمان « گلكنده » « 1 » پايتخت بود ، امّا پس از تأسيس شهر جديد كه در 10 كيلومترى « گلكنده » و در دشتى مسطح واقع شده بود و بنا به ارادت « قطب شاهيان » به امام اوّل شيعيان - فرقهاى از مسلمانان كه يك چهارم پيروان اين دين را در جهان شامل مىگردد - يعنى « على » پسر « ابو طالب » ، چهارمين خليفه پس از پيامبر مسلمانان ، كه يكى از لقبهاى او « حيدر » بوده است ، « حيدرآباد » ناميده شده « 2 » و پايتخت را به آنجا منتقل نمود . او در اين شهر 4 « بازار » وسيع با چهارطاقهاى رفيع و در هر بازار چند چهار سوى متوازى الاضلاع با 000 ، 14 دكان كه در دو طرف بازارها ، جوىهاى آب روان و درختان سايهدار قرار داشت ، ايجاد كرد و در خارج اين بازارها به ساختن « مدرسه » ، « مسجد » ، « خانقاه » و « حمام » پرداخته ، و در ميدانى كه به « چهاركمان » معروف گرديد ، ايوانهاى عالى و قصرهاى رفيع بنا نمود . از جمله بناهايى كه در اين شهر ساخته شد ، « مسجد جامع » ، « چهارمنار » ، « دار الشفا » يا مريضخانه جهت مداواى بيماران ، « دادمحل » و حمامى در كنار مسجد ، « عاشورخانهها » و « خانقاهها » بود . برخى از اين بناها مانند « مسجد جامع » هنوز پابرجا و بعضى ديگر نظير « دار الشفا » اكنون مخروبه و متروكه گشتهاند . « 3 » « حيدرآباد » ، كه اكنون 425 سال از تأسيس آن مىگذرد ، يكى از شهرهاى مهم فرهنگى « هند » است و گنبدها و منارههاى مسجدها و مقبرهها ، بازارها ، پلها و همچنين مناظر طبيعى اطراف آن مانند درياچههاى پرآب و تپههاى سبز و خرم ، اين شهر را زيبا و ديدنى كرده است ؛ و با مساحتى بالغ بر 100 ميل مربع ، جمعيتى در حدود 000 ، 000 ، 5 نفر را در خود جاى داده است . تاريخ دو كشور « ايران » و « هند » نشان مىدهد كه از روزگاران قديم ، مردم اين دو سرزمين ، ارتباطات سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى گستردهاى با يكديگر
--> ( 1 ) . Golcunda . ( 2 ) . برخى معتقدند نام اوليه آن بهاگنگر ( Bhagnagar ) بوده ، كه به دليل محبت فراوان پادشاه به همسرش بهاگمتى بوده است . ( 3 ) . نگاهى به تاريخ حيدرآباد دكن ، 47 - 49 .