هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

390

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

شده ، از شدت « كثافت » « 1 » و « بدى » ، رغبت به ماندن [ در ] آن‌جا ننموده ، و اسب‌هاى بسيار بد لكنت بىنعل بودند ؛ سوار شده ، رفتيم . [ نوبران ] 2 ساعت از شب پنج‌شنبه گذشته ، به « نوبران » « 2 » رسيديم . در « چاپارخانه » منزل نموديم . به قدر 500 خانوار ، آن ده جمعيت دارد . مسافت 4 فرسخ بود . پنج‌شنبه ، بيست و ششم [ ذى القعده ] نزديك صبح سوار شده ، يك فرسنگ گذشته ، به رودخانهء نوبران « 3 » رسيديم . پل بسيار خوب [ و ] محكم ساخته‌اند . سر پل « گمرك‌خانه » است . يك فرسنگ و نيم گذشته ، رسيديم به گردنهء معروف به « دخان » . « 4 » در راه ، زوار زياد خراسانى به « عتبات عاليات » مىرفتند . رانديم براى « مرك‌خرابه » . « ايل‌لىبك » جلودار ، با شاگرد چاپار اسبشان نيامده [ و ] عقب ماندند . جهت آمدن آنها 3 ساعت معطل شده ، بعد از رسيدن [ به ] منزل ، دو ساعت فاصله ، شاگرد چاپار آمد . بعد از ساعتى ، « ايل‌لىبك » جلودار ، اسب را جلو انداخته ، مىآمد . پرسيدم ، گفت : « اسب بر زمين خورده . لابد جلو انداخته ، به صدمهء شلاق او را آوردم . »

--> ( 1 ) . در اصل : كسافت ( 2 ) . شهر نوبران ( Nobaran ) مركز بخشى به همين نام در شهرستان ساوه ، كه سر راه ساوه به همدان واقع شده و در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 581 خانوار و 2128 نفر جمعيت داشته است . ظاهرا در اين 130 سال جمعيت آن تغيير چندانى نيافته است . آثار تاريخى آن عبارت است از : 1 . تپه ينگه ارخى ( اشكانى - ساسانى ، ثبت 1196 ، مورخ 10 آذر 1354 ه . ش . ) 2 . تپه قلعه مجيدآباد ( تاريخى - اسلامى ، ثبت 1200 ، مورخ 1 آذر 1354 ه . ش . ) . 3 . تپه جوشقان ( پيش از تاريخ - ساسانى ، ثبت 1213 ، مورخ 10 آذر 1354 ه . ش . ) ( 3 ) . به آن مزدقان هم مىگويند . رود مزدقان mazdaqan در بخش نوبران جارى است و از رودهاى دائمى ريزابه قره‌چاى در حوضهء درياچه نمك قم محسوب شده و 175 كيلومتر طول دارد . ارتفاع سرچشمه 2400 متر ، ارتفاع ريزش گاه حدود 820 متر ، شيب متوسط 9 / 0 % ، مسير كلى خاورى ، ميانگين آبدهى سالانه 000 ، 000 ، 90 متر مكعب است و از دامنهء جنوبى كوههاى قره‌توپراق Qarahtopraq و قجير Qajir سرچشمه مىگيرد . ( رودها و رودنامه ايران ، 448 ) . ( 4 ) . اين گردنه در حوالى روستاى دخان ( doxan ) قرار دارد ، كه در 19 كيلومترى غرب شهر نوبران واقع شده است . « و گردنه‌اى دارد موسوم به گردنهء دخان ، سخت نيست . » ( سفرنامه مكه ، سيف الدوله ، 279 ) .