هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
349
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
شهر اتفاق افتاده است . طرف شمال آن عرصهاى است وسيع . تا چند سنوات قبل ، اين شهر به كلى از حليهء آبادى افتاده بود ، ولى از چند سال به بعد ، از جانب دولت « روس » مواظبت در تعميرش شده ، متدرجا رو به آبادى مىگذارد ، [ به ] خصوص سمت شرقى شهر ، يك سمت رودخانه كه « ارمنى » و « فرنگى » و بعض « مأمورين دولتى » در آنجا ساكن هستند . قلعه قديم گنجه ، كه قلعه آجرى بود ، حالا خراب [ شده ] و قدرى آباد است . خندق و خاكريز بسيار مستحكمى داشته است ، كه حالا آنجا را « محبس » قرار دادهاند . از ميان شهر رودخانه [ اى ] مىگذرد ، [ كه ] در فصل تابستان آبش زياد كم مىشود . پلى تازه از آهن ساختهاند كه بسيار خوب است . 000 ، 50 منات خرج او شده است ؛ و پلى آجر [ ى ] قديمى هم پائينتر بود ، كه خراب شده است . هواى « گنجه » معتدل نيست ، [ به ] خصوص در فصل تابستان ، كه محدث و مولد « تب » و « لرز » است . بدين جهت اهالى شهر ناچارند كه غالب در ييلاقات توقف نمايند . عدهء خانوار شهر تا 5000 بالغ مىشود . شمارهء نفوسش تا 000 ، 15 مىرسد . نصف اهالى « مسلم » و نصف ديگر « ارمنى » و « روسى » است . از قرارى كه مذكور نمودند ، از 3000 نفر متجاوز « ايرانى » در اين شهر متوطن هستند و اغلب آنها به « كارگرى » و « مزدورى » مشغول و از صفت « تاجرى » و « كاسبى » عارى هستند . در اين وقت ، اغلب اهل شهر ، از جهت گرانى جلاى وطن كرده بودند . « گندم » ، منى به قرار 1000 مثقال ، 4000 دينار ؛ و « جو » 3000 و « آرد » 5000 و « نان گروانكه 7 قپك بود . 3 قپك روس ، 100 دينار است . اگر از جانب دولت در اين سال به « خبازان » شهر « گندم » داده نمىشد ، قيمت « نان » در اين درجه نمانده ، بلكه « نان » پيدا نمىشد . آن وقت لابدا به اطراف و اكناف اهل شهر متفرق مىشدند . در وسط شهر مسجد بزرگى است ، از بناهاى شاه عباس ثانى « 1 » - رحمة اللّه عليه - سمت
--> ( 1 ) . برخى آن را از بناهاى شاه عباس اول و در سال 1015 ه . ق . مىدانند و معمار آن را شيخ بهايى لبنانى گفتهاند . ( مرآت البلدان ، 4 / 119 ) .