هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
348
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
رودخانه [ اى ] دارد موسوم به اسم قصبه ، [ كه ] از وسط آبادى جارى است . آبش كم است . « ديوانخانه » و « قراولخانه » بزرگى دارد . آبادى در دامنهء كوه اتفاق افتاده و كوهها در سمت يمين مانده [ است ] . راه از وسط صحرا به خط مستقيم گذشته ، به فاصلهء 24 ورس به محال « شمكور » « 1 » مىرسد . در بين راه ، يك چاپارخانه است . « شمكور » ده معتبرى است واقع در كنار رودخانه [ اى ] بزرگ ، كه او نيز موسوم به همين اسم است . جنبين اين رود و اطراف آبادى ده ، باغات و قنوات زياد است ، كه تمامى بلوك به اسم رود خوانده مىشود . « شمكور » ، قلعهء سختى داشت ، كه آثار برج و بارهء آن از « آجر » و « سنگ » معلوم است و چند برج درست آباد هنوز باقى است . اينجا خيلى تفرجگاههاى باصفا دارد و در نزديكى آن كوهى است موسوم به « كوه كبير » ، كه ييلاق اهالى « گنجه » « 2 » است . اكثر حاصل و مداخل اين محال « صيفىكارى » است . برنج اينجا مشهور و معروف است . بيست و سيّم ربيع الثانى 1297 [ ه . ق . ] از منزل مزبور ، امروز صبح زود حركت كرده ، بعد از عبور از چند ده كه در طرفين راه واقع است ، به فاصلهء 10 ورس به چند « كاروانسراى » و « استانسيا » رسيده ، از اينجا حدود خود خاك « گنجه » است . سواد شهر از مسافت بعيده نمايان بود . از « شمكور » تا « گنجه » 26 ورس است . نزديك ظهر به شهر « گنجه » رسيده ، يك روز توقف شد . شرح وضع گنجه معمورهء شهر در دامنهء كوه مرتفعى ، مسمّى به « آجىكند » « 3 » واقع شده ، كه در جنوب
--> ( 1 ) . شمكور يا شامخور ( S ? amkir ) مركز استانى به همين نام در جمهورى آذربايجان ، كه آن را در قديم « متوكليه » هم مىگويند . ( نزهة القلوب ، 3 / 181 ) . ( 2 ) . گنجه ( Ganca ) زادگاه نظامى گنجوى و مركز استانى به همين نام در جمهورى آذربايجان كه رومىها آن را غزكا ( Ghazaka ) يا گنزكا ( Ganzaka ) مىناميدند كه تا سال 1219 ه . ق . / 1804 م . گنجه ناميده مىشد و روسها آن را « يلىزاوتپل » ( Lelisavetpol ) يا الىزابتپل ( Elisabethpol ) خواندند و بلشويكها « كيروفآباد » ناميدند . در سال 2002 م . 400 ، 301 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . به آن حاجىكند هم مىگويند .