هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
343
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
[ را ] مشاهده مىكردند . راه هرقدر به شهر « تفليس » نزديك مىشد ، هوا آنقدر معتدل مىگرديد ، تا اينكه در حوالى شهر ، به هيچوجه آثار برف و سرما ديده نشد . 3 ساعت از شب گذشته ، به موقف راهآهن رسيده ، مقرب الخاقان « ميرزا محمود خان » ، قونسول دولت عليّهء ايران ، با اتباع و اجزاء قونسولگرى ، لدى الورود « 1 » حاضر و منتظر بودند . از موقف راهآهن ، سوار كالسك [ ه ] هاى سرواز شده ، به طرف « قونسولخانه » عزيمت شد . ساير ملازمان عقبمانده هم به فاصلهء يك روز دررسيدند . مدت يك هفته در شهر « تفليس » اقامت شد . وضع شهر « تفليس » را به تفصيل ، سابقا در حين عزيمت شرح و بسط داده ؛ در اين موقع آنچه از عجايب و غرايب در زمان توقف مشاهده شد ، براى مزيد اطلاع مطالعهكنندگان ، در اين اوراق درج مىشود . از جمله غرايب اين بود [ كه ] سه نفر از اهل « اتريش » ، تازه به اين شهر وارد شده بودند . يكى زن بلندقامتى بود بسيار قطور ، به سنّ 18 ساله [ و ] بىحدّ بلندبالا و قوىهيكل و عجيب الهيئت بود . تقريبا 2 ذرع قدش مىشد . ديگر ، پسر و دخترى بودند همقد يكديگر ، كه قامتشان خيلى كمتر از يك متر مىشد . پسر 26 سال داشت و دختر 22 سال . از پسر سؤال مىكردند كه راجع به ازدواج قبول خواهى كرد ؟ در جواب مىگفت كه : مجبورم اين دختر همقد خودم را به زوجيت قبول نمايم ، كه از حقارت جثهء من و او ، كسى از مرد و زن ميل به ما نخواهد كرد . از گفتههاى او ، حيرت بر ناظران و تماشاچيان رو مىداد . اين سه نفر را در جاى مخصوصى محفوظ داشته ، هركس كه به تماشاى آنها طالب مىشد ، يك منات روسى داده ، داخل تياتر مىشد . بهترين تياتر ( تماشاخانه ) اين شهر « سيرك » بود ، كه ازدحام غريبى همه شب مىبود . از صاحبمنصبان نظامى و غيره در آنجا هم زياد جمع مىشدند . انعقاد مجلس مزبور در فصل زمستان است ، كه اهل شهر از اطراف و ييلاقات برمىگردند .
--> ( 1 ) . به محض ورود ، گاه ورود .