هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
313
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
حادثهء غريبى از اين منزل اهالى « قرهباغ » بعد از ورود به اسكلهء « ينبع » ذكر كردند كه در منزل « حمراء » ، وقت عشاء ، در حالتى كه مىخواستيم كوچ نمائيم ، جمعيت ما « قراباغيان » زياده از 500 نفر بود . جمعى از اعراب بدوى به سر ما هجوم آورده ، زد و خوردى فيما بين واقع شده ، عده [ اى ] از ما زخمدار و مال بىشمار به غارت بردند . در اين گيرودار ، جمالان شريك دزدان و رقيق حاجيان ، كه كرايهء شتران را تا « ينبع » نقد گرفته بودند ، اين موقع را مغتنم دانسته ، هرچه شتر حاضر بود ، برداشته [ و ] به در بردند . 3 روز و 3 شب ، همگى پريشان و حيران ؛ نه قوهء حركت [ و ] نه تاب مقاومت ؛ گرسنه و تشنه ، در وسط بيابان بهسر برده ؛ بالاخره الجاء و اضطرارا به قريه « صفرا » نزد « شيخ نصار » كه رئيس چند قبيله بود ، پناه برده ؛ پول گزافى از نفرات حجاج گرفته ، به هردو نفر يك شتر داده ، با كمال مشقت و زحمت ، خودمان را به « ينبع » رسانديم . به اغلب آنها « ضعف غريبى » و « ناخوشى » دچار « 1 » شده بود كه دل بينندگان كباب مىشد . در سمت جاده متصل به راه ، مقابل قريه « حمراء » جبل « بدر » است كه از راه نمايان و در عقب سر واقع است . شانزدهم محرم 1297 [ ه . ق . ] نصف شب ، از منزل « حمراء » قافله حركت كرده ، بعد از قطع 2 ساعت و نصف ، در سمت يمين متصل به راه ، بقعه كوچكى است كه مقبره ابو سعيد ، ابن « 2 » عم حضرت رسول - صلى اللّه عليه - است . اطرافش قبرستان وسيعى است كه به دامنهء كوه منتهى مىشود . آبانبارى هم دارد . آب باران بدانجا جمع مىشود . به فاصلهء 5 ساعت ، « بئر بيت شيخ » است . متصل به راه ، ولى آبش قدرى شور و مسقف است . نصف شب ، جمالان حجّاج را در سر چاه « بئر السعيد » فرود آوردند . چون فاصله اين منزل تا منزل ديگر « دور » و « پرخطر » بود ، از رنج و تعب سير منازل
--> ( 1 ) . در اصل : دوچار ( 2 ) . در اصل : بن