هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

303

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

و نيز قدرى آن طرف‌تر ، در وسط راه سنگى است به‌طور عمودى ، به ارتفاع يك ذرع منصوب است . جهت او را هم كسى نمىدانست . يك قدرى كه از اين سنگها مىگذرى ، در سمت يسار جاده ، قبور شهدايى است غيرمعروف . چاهى هم دارد . بعد از مسافت چندى ، در وسط سنگلاخ ، در سر چاهى مسمّى به « شريوف » ، كه آثار آب آن معلوم نبود ، نزول گرديد . بعضى از حجاج و اهل قافله ، كه احتياطا قبل از وقت تدارك آبى كرده بودند ، آسوده بودند . كسانى كه غفلت داشته ، نتوانستند به قدر لزوم تحصيل آب نمايند ، اغلب آنها با « تيمّم » نماز گذاردند و به شتران باركش هم بىآن‌كه قطرهء آبى بدهند ، از اين منزل بىآب و علف ، صبحى حركت دادند . معلوم مىشود كه جنس « شتر » نسبت به ساير حيوانات ، خيلى طاقت بىآبى را دارد ، كه در اين هواى گرم « عربستان » دو روز يك شب تشنه ماندند . در اين اراضى « درخت مغيلان » فراوان است ، كه صمغ عربى از همان درخت به عمل مىآيد . درخت آن شبيه به درخت « سنجد » است . بعضى از اين درختان كه به نظر خيلى قوى و كهن‌سال مىآيد ، بسيار بزرگ است . شاخ [ ه ] هاى آن راست نيست . اغلب « معوج » و « منحنى » « 1 » و پوشيده به خارهاى بلند و تيز [ است و ] برگ‌هاى خيلى ريز و كوچك دارد . آتش چوب اين درختان خيلى دوام دارد . از 24 ساعت الى 30 ساعت مىماند . مدّاحى « حاجى اسد اللّه » نام « تبريزى » كه بدون مقدّمه [ و ] توكلا على اللّه ، با پاى پياده از « تبريز » همراه ملازمان جناب آقاى « ثقة الاسلام » بوده در همه‌جا ، [ به ] خصوص در راههاى امن و در كشتىهاى آتشى ، همهء « فرنگىها » مجانا او را قبول مىكردند ، سهل است هر وقتى كه قصيدهء « تركى » يا « فارسى » مىخواند ، باوجود آن‌كه درك معانى گفتارش به آنها اشكال داشت ، مبلغ‌ها پول مىدادند . بر خلاف ، در اين منازل دور [ و ] دراز ، آن « فقير » ناچار گاهى كه از رفتار بازمىماند و هيچ كدام از شترسواران و جمالان مواسات به او نمىكرد ، اغلب اين فرد « شيخ سعدى » را مىخواند :

--> ( 1 ) . در اصل : منهنى