هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
265
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ماه » و خروجش در بيست و پنجم ماه است . مجللترين اين 3 حمل ، حمل « شامى » است ، از جهت حمل كردن محمل عايشه - رضى اللّه عنها - كه در همهجا با احترامات فايقه از اين جهت به عمل مىآورده ، به اعتقاد اين همين چوبها « محمل امّ المؤمنين » بود ، كه سوار مىشد ، پردهء زرى و بعض تجمّلات زياد داشت . شرافت حمل « مصرى » هم از جهت محمل حضرت صديقه كبرى فاطمهء زهرا - عليها السلام - است ، كه اهل « مصر » با كوكبه و جلال زياد حركت مىدهند . با اين حمل هر سال پردهء « بيت مبارك » را به « مكه معظمه » مىآورند ، كه تفصيل آن در موقع خود ذكر مىشود . اسامى مكه معظمه - زادها اللّه شرفا و كرامة - از قرارى كه اهل لغت و روايت و ائمه احاديث و اخبار طرفين ، اسامى « مكه » را ضبط كردهاند ؛ از آن جمله « ابو الوليد ارزقى » در كتاب « نور الايضاح » در « تاريخ مكه » در « باب سى و يكم » تفصيلى ذكر نموده ، روايت مىكند : مكّه 16 اسم دارد : اولى : مكه ، به معنى « نقصان » و « هلاك كردن » است ؛ و بدين مناسبت مكه را مكه ناميدهاند ، كه خداوند تعالى اكثر ظالمين را ، مثل « اصحاب فيل » و غيرهم در اينجا هلاك فرمود ؛ و اين محلّ شريف ناقص مىكند گناهان و سيئات زائرين را . بعضى لفظ مكه را اختصاص به همان معمورهء شهر دادهاند و بعض ديگر به جميع « حرم » كه 16 فرسخ است ، اطلاق كردهاند . دويّم : بكّه ، صاحب « مجمع البحرين » آورده است كه « اعراب » ما بين دو كوه را بكّه و اطراف آن را مكّه گويند . و معنى بكه « بماليدن » و « كوفتن » و « ازدحام نمودن » [ است ] . بدين جهت است كه خداوند جلّ شأنه اعناق « 1 » « جبارين » و « متكبرين » را در اين بلده به خاك ماليد و يا اينكه مردم در حين طواف ازدحام نموده ، يكديگر را دفع مىنمايند . و در حديث وارد است كه « بكّه » بدان جهت ناميده شده است كه مردم در اطراف آن گريه و زارى مىنمايند و بدين روايت « بكه » مأخوذ است از « بكاء » ، چنانكه در
--> ( 1 ) . اعناق ، جمع عنق ، گردنها و بزرگان قوم .