هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
266
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روايت ديگر به آن تصريح شده [ است ] . سيّم : ام القرى ، به جهت منبسط شدن « زمين است » از زير « كعبه معظمه » در روز « دحو الارض » ، « 1 » چنانچه در كتب احاديث مشروح و مسطور است . چهارم : بلد امين . چنانچه در « قرآن مجيد » وارد است : « وَ هذَا « 2 » الْبَلَدِ الْأَمِينِ » « 3 » . و « امين » به جهت آن گويند كه هميشه دست تطاول جبابره از آنجا كوتاه و در امان بوده است ؛ و اين شرافت به واسطه دعا « حضرت ابراهيم » - عليه السلام - بوده است . پنجم : ام رحم . گويند كه مردم در آنجا به هم تصادف كرده ، به همديگر ترّحم مىكنند . ششم : صلاح ، به فتح الصاد . از جهت وقوع صلح در آنجا اسم شد . هفتم : مقدسه . هشتم : قادسه ، و اين هردو اسم ، مأخوذ است از « قدس » ، كه به معنى « پاكى » است . نهم : ناسه ، با نون و سين مهمله مشدّده . دهم : نساسه - هردو مأخوذ است از « نسّ » ، كه به معنى « طرد » و « منع » است . و چون اهل بغى و طغيان از حرم مطرّدند ، « 4 » به اين مناسبت مسمّى به اين اسم شده است و به قول بعضى مأخوذ است از « نسّ » كه به معنى « قلّت ماء » است و به سبب كمى آب موسوم بدين اسم شده [ است ] . يازدهم : باسته . « بس » به معنى « هلاكت » و « تلاشى » و « اضمحلال » است ، چنانكه در آيهء شريفه وارد است و « بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا » « 5 » و به جهت اضمحلال « ملحدين » و « ماردين » در اين حرم محترم بدين اسم مسمّى شده است . دوازدهم : حاطمه ، كه ذنوب « 6 » خلايق در آن زمين مىشكند ، و يا اينكه مخالفين در آن مكان « منكوب » و « مخذول » گرديدند و « حطيم » اسم خاص ما بين « ركن » و « باب » است . در احاديث « اماميه » وجه تسميهء آن بهطور ديگر وارد شده و بعض دلائل عديده در كتب لغت ذكر نمودهاند ، كه در موضع خود نگاشته خواهد شد .
--> ( 1 ) . مصادف با 25 يا 26 ذى القعده است . ( 2 ) . در اصل : وهذ ( 3 ) . قرآن - سوره تين - آيه 3 . ( 4 ) . دور كرده شده . ( 5 ) . قرآن - سوره واقعه - آيه 5 . ( 6 ) . جمع ذنب ، گناهان .