هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
263
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
اهل « مكه » به علايم خطوط كوچكى كه در طفوليت به صورت آنها كشيده و آن را « خدشه » گويند ، بر ساير « اعراب » افتخار و امتياز دارند . لباس اهل « مكه » غالبا پارچهء نازك و سفيد رنگ است و هميشه عمامهء سفيد بدون چفيه و عقال در سر دارند و قباى بلند آستين تنگى پوشيده ، از روى آن جليقهء كوتاه در تن دارند . اغلب مردمان « لباده » را عوض « عبا » مىپوشند . لباس « امرا » و « شرفا » ى « مكه » ، بسيار نظيف است و در حين راه رفتن ، با نهايت « تبختر » و « تكبر » راه مىروند . زادگان « امرا » و « شرفا » هميشه خنجرى در كمر دارند ، كه اين امتياز تنها براى آنهاست . ساير اهالى شهر ، اين امتياز را ندارند . در موسم حج ، دو چيز در « مكه » محل تعجب و حيرت است : اولا : جمعآورى اين همه « آذوقه » ، [ به ] خصوص نان . باوجوداين همه حجاج كه همه ساله از 200 الى 300 هزار نفر متجاوز مىشود ، به چه واسطه و از كجا اين همه نان را فراهم مىآورند و حال آنكه « خبازان مكه » منحصر است به چند نفر « اعرابى » ، كه در توى طبق ، نان مىفروشند . و ثانيا : فقرهء « منزل » ، كه باوجود آنكه منزل مخصوصى به جهت حجاج مهيا نكردهاند و مثل ساير بلاد « مهمانخانه » و « قهوهخانه » نيست ، معلوم نمىشود [ كه ] اين همه جمعيت در كجا گنجيده و بدون زحمت يكديگر ، با كمال خوبى چطور گذران مىنمايند . بلى ، امورات خداوندى ، همواره از اوهام و قياس بشرى خارج است . خلاصه ، تمام معمورهء شهر دو حمام دارد : يكى آبش « شيرين » و ديگرى « شور » است . هردو بهطور مرغوب نيست . قبرستان مكه ، متصل به كوه ، در « شعب النّور » ، در سمت شمال آبادى واقع شده [ است ] . در انتهاى اين قبرستان ، مقبرهء حجون ( به تقديم الحاء على الجيم ) است ، كه قبور آباء و اجداد حضرت ختمى مآب - صلى اللّه عليه و آله - در آنجا است و هر يكى را بقعهء مخصوصى بنا نمودهاند . 5 تن از اجداد و عشيرهء آن حضرت در اين موقع مدفون است : [ 1 ] عبد المناف [ 2 ] عبد المطلب [ 3 ] جناب ابو طالب ، والد حضرت ولايت مآب - عليه السلام - [ 4 ] آمنه بنت وهب ، والدهء حضرت رسول - صلى اللّه - [ 5 ] جناب خديجه ، زوجهء مكرمشان .