هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
260
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روز دوشنبه ، بيست و چهارم ذى قعده 96 [ 12 ه . ق . ] [ مكه ] امروز ، طلوع صبح ، به حوالى « مكه معظمه » - زادها اللّه شرفا و كرامة - نزديك شده ، زبانها از « تلبيه » « 1 » خاموش گرديد و سجدهء شكر به درگاه ربّ العزّه بهجا آورده شد ؛ كه الحمد للّه بعد از تحمل مصائب و صدمات بىشمار اين راه ، به آرزوى طواف « بيت اللّه الحرام » نايل گرديم . فى الجمله ، منزلى كه به جهت جناب « آقا » از « جدّه » معين كرده بودند ، خانه « على مفتى » « 2 » بود . خانهاى است بزرگ ، وسيع [ و ] در قرب « حرم » ، [ كه ] در وسط « بازار عطاران » واقع شده [ است ] . اتاقهاى متعدد خوبى دارد . جمعى ديگر از همسفران ملازمت جناب آقاى را مغتنم شمرده ، در همان خانه منزل نمودند . رسم معمولى است كه هر طايفهء حجّاج را يكى از مجاورين حرم دليل شده ، در اعمال حج « دلالت » و « هدايت » نموده ، او را « مطوّف » گويند . مطوّف حجّاج « ايران » ، « سيد ابو الفضل » ، از نجباى « مكه » [ و ] جوان بس محجوب و معقول و نجيب است ؛ « ميرزا محمد على » نامى را كه از مطوفين « معتبر » و مرد « كامل » و « فاضل » بود ، به خدمتگذارى جناب « آقا » معين نمود ، كه ليلا و نهارا ، ملازم خدمت ذى سعادتشان باشد . همين روز ، بعد از رفع خستگى راه ، غسل طواف كرده ، در خدمت جناب « آقا » به زيارت « بيت اللّه الحرام » مشرف گشته ؛ تا ظهر اعمال حج را به اتمام رسانيده ، از احرام بيرون آمديم . از جهت تغيير مكان و آب و هوا و شدّت حرارت آفتاب ، كه همين روز ميزان الحراره درجهء سىام سانت [ ي ] گراد را مىنمود ، اكثر حجاج به « ناخوشى تب و لرز » دچار شد [ ند ] . اين ناخوشى در ميان حجاج بهطورى سرايت كرد ، كه از 21 « 3 » نفر همراهان و ملازمان جناب « آقا » ، 2 نفر سالم بود [ ند ] كه به پرستارى ديگران از جهت از « دوا » و « غذا » مشغول بودند .
--> ( 1 ) . لبيك گفتن حاجيان ، در زمانى كه براى ديدن شهرهاى مكه و مدينه به عربستان سعودى مىروند . گفتن جمله لبيك اللهم لبيك . ( 2 ) . مقنى يا مفتى ؟ ( 3 ) . در اصل : بيست يك